انجیل لوقا، باب ۲۲

انجیل لوقا


اناجیل، به‌ویژه انجیل مرقس، چنین توصیف شده‌اند: «روایتِ رنج، با مقدمه‌ای طولانی». زیرا رنج، مرگ و قیامِ عیسی مسیح هستهٔ اصلی ایمان مسیحی است و به همین دلیل، نویسندگان اناجیل این رویدادها را با جزئیات بازگو می‌کنند.

نویسندگان اناجیل این رویدادها را به‌صورت هماهنگ و همسو روایت می‌کنند، هرچند هر یک ویژگی‌های خاص خود را در نقل کردنِ روایت دارند. لوقا بسیاری از وقایع را کوتاه‌تر از مرقس - که پیش‌تر نوشته شده - بیان می‌کند، اما در عوض به مطالبی نیز اشاره می‌کند که مرقس آن‌ها را نقل نکرده است.

خیانتِ یهودا – لوقا ۱:۲۲-۶

عید پِسَخ (نیسان ۱۴) و عید نانِ فطیر (نیسان ۱۵ تا ۲۱) بزرگ‌ترین اعیاد یهودیان بودند (خروج ۱۲). لوقا، همانند مورخ یهودی یوسفوس، این دو عید را در روایت خود در هم آمیخته و به‌صورت یکجا یاد می‌کند.

دو گروه از مخالفانِ عیسی با یکدیگر هم‌دست شدند: صدوقیانِ دنیاگراتر بیش از هر چیز نگران از دست دادن قدرت خود بودند، و کاتبان که زیر نفوذ فریسیان قرار داشتند، عیسی را بدعت‌گذاری خطرناک می‌دانستند. با این حال، با مشکلی جدی روبه‌رو بودند: عیسی چنان در میان مردم محبوب بود که نمی‌توانستند در روز او را دستگیر کنند، زیرا بیمِ شورش می‌رفت. از این‌رو، وقتی یهودا پیشنهاد داد عیسی را «در خلوت» تسلیم کند، فرصتی مناسب برای آنان فراهم شد (آیه ۶).

لوقا دلیلی برای خیانت یهودا بیان نمی‌کند، بلکه آن را به‌سادگی کارِ شیطان می‌داند. با این حال، برخی کوشیده‌اند توضیح‌های دقیق‌تری ارائه دهند و به‌ویژه چهار احتمال مطرح شده است:

۱. نخست، گفته شده انگیزهٔ یهودا حرصِ پول بوده است (مقایسه کنید با متی ۱۵:۲۶ و یوحنا ۶:۱۲).

۲. دوم، این احتمال مطرح شده که یهودا از غیوران بوده، یعنی از اعضای جنبش مقاومت؛ زیرا «اسخریوطی» شباهتی به واژه‌ای دارد که به معنای «خنجرزنان» است و به گروهی از غیوران اشاره دارد. در این صورت، ممکن است او می‌خواسته آغاز قیام عیسی را تسریع کند.

۳. سوم، دیدگاهی کاملاً متفاوت مطرح شده است: اینکه یهودا، یهودی‌ای محافظه‌کار و پایبند به شریعت بوده که پس از پاکسازی معبد از سوی عیسی ناامید شده و از سر انتقام او را تسلیم کرده است.

۴. چهارم، گفته شده که شاید یهودا گمان می‌کرد عیسی این‌بار نیز به‌گونه‌ای معجزه‌آسا از این وضعیت رهایی خواهد یافت.

بهایی که برای عیسی پرداخت شد، یعنی سی سکهٔ نقره (متی ۱۵:۲۶)، بهای معمول یک برده بود (خروج ۳۲:۲۱)، اما افزون بر آن، همان بهایی بود که نبی زکریا پیشاپیش برای مسیح پیشگویی کرده بود:

«سپس به آنها گفتم: اگر صلاح می‌دانید مزد مرا بدهید، وگرنه ندهید. پس به جهت مزد من، سی سکۀ نقره وزن کردند»
(زکریا ۱۲:۱۱).

آماده‌سازی برای شام فِصح (شامِ آخر) – لوقا ۷:۲۲-۱۳

رنج‌های عیسی در بازه‌ای حدود بیست‌وچهار ساعت رخ داد، از شامگاه پنج‌شنبه تا شامگاه جمعه.

در اورشلیم که در ایام فِصح از زائران پر می‌شد، یافتن جایی برای خوردن غذا آسان نبود. به‌نظر می‌رسد یکی از شاگردان عیسی که در اورشلیم ساکن بود، اتاقی را در اختیار او و شاگردانش گذاشته بود. گمان می‌رود این «بالاخانه» همان جایی باشد که شاگردان پس از صعود عیسی نیز در آن گرد آمدند (اعمال رسولان ۱۳:۱)، و چه‌بسا این مکان در خانهٔ یوحنای مرقس بوده باشد (اعمال رسولان ۱۲:۱۲). نشانه‌ای غیرمعمول به یافتن این مکان کمک کرد: مردی که کوزهٔ آب حمل می‌کرد، در حالی‌که این کار معمولاً بر عهدهٔ زنان بود.

بر اساس شریعت، خوردن بره در شام فِصح تنها در اورشلیم مجاز بود؛ در سایر مکان‌ها این وعده به سبزی‌های تلخ، خمیره‌ای از میوه، نانِ فطیر و چهار جام شراب محدود می‌شد و همراه با آیینی طولانی برگزار می‌گردید.

در واقع، برهٔ فِصح تا ظهرِ روز بعد ذبح نمی‌شد، و تا آن زمان عیسی مسیح مصلوب شده بود. از این‌رو، برخی پژوهشگران کتاب مقدس بر این باورند که یا عیسی از تقویمی غیررسمی - که در آن زمان نیز رواج داشت - پیروی کرده است، یا با آگاهی از رنجی که در پیش داشت، این وعدهٔ اصلی را زودتر برگزار کرده است. اسقف بو گیرتز نیز یادآور می‌شود که اناجیل در واقع از خوردن «برهٔ فِصح» سخن نمی‌گویند، بلکه از «شام فِصح» یاد می‌کنند (آیه ۱۳)؛ بنابراین این احتمال وجود دارد که در آخرین وعدهٔ عیسی، بره‌ای حضور نداشته است.

طبق رسم یهودیان، شام فِصح را به حالت لَم‌داده می‌خوردند؛ همان‌گونه که ثروتمندان غذا می‌خوردند، تا نشان دهند که قوم اسرائیل مردمی آزاد هستند.

«عهدِ جدید در خونِ من» – لوقا ۱۴:۲۲-۲۳

«به همین‌سان، پس از شام جام را برگرفت و گفت: این جام، عهد جدید است در خون من، که به‌خاطر شما ریخته می‌شود»
(لوقا ۲۰:۲۲).

جامِ یادشده در آیهٔ ۱۷ احتمالاً یکی از دو جام نخستِ شام فِصح است و جامِ آیهٔ ۲۰ به‌احتمال به جام سوم یا چهارم اشاره دارد. عیسی در آیهٔ ۱۶ نشان می‌دهد که همهٔ قربانی‌های عهد عتیق تنها نشانه و پیش‌تصویری از آنچه قرار بود بیاید بوده‌اند. اکنون زمان آخرین وعدهٔ نمادین فرا رسیده است و به‌زودی آنچه پیش‌تر تنها سایه‌ای بود، به واقعیت بدل خواهد شد.

عیسی در آیهٔ ۲۰ «عهد جدید» را برقرار می‌کند؛ همان عهدی که ارمیا پیشگویی کرده بود خدا در ایام آخر با قوم خود خواهد بست (ارمیا ۳۱:۳۱-۳۴):

«خداوند می‌فرماید: اینک روزهایی فرا می‌رسد که من با خاندان اسرائیل و خاندان یهودا عهدی تازه خواهم بست، نه مانند عهدی که با پدرانشان بستم آن روز که دست ایشان را گرفتم تا از سرزمین مصر به در آورم، زیرا خداوند می‌فرماید، آنان عهد مرا شکستند، با آنکه من شوهرشان بودم. اما خداوند می‌گوید: این است عهدی که پس از آن ایام با خاندان اسرائیل خواهم بست: شریعت خود را در باطن ایشان خواهم نهاد و بر دلشان خواهم نگاشت، و من خدای ایشان خواهم بود و ایشان قوم من خواهند بود. دیگر کسی به همسایه یا به برادرش تعلیم نخواهد داد و نخواهد گفت ”خداوند را بشناسید!“، زیرا خداوند می‌گوید، همه از خُرد و بزرگ مرا خواهند شناخت، از آن رو که تقصیر ایشان را خواهم آمرزید و گناهشان را دیگر به یاد نخواهم آورد».

بدین‌ترتیب، شام فِصح یهودیان به شامِ عهد جدید، یعنی شامِ خداوند، تبدیل شد. هنگامی که این شام را برگزار می‌کنیم، خودِ عیسی نیز حضور دارد (آیات ۱۹ و ۲۰: «این است…»). اصلاح‌گر، مارتین لوتر، بر این حقیقت تأکید می‌کرد و با دیدگاهی که آن را صرفاً یادبود می‌دانست، موافق نبود.

در این وعده، عمل نمادین دیگری نیز رخ داد: عیسی نان را شکست؛ گویی بدن خود را پاره کرد. به‌زودی بدن او واقعاً پاره می‌شد.

یهودا نیز در این شام حضور داشت، اما راه خود را پیش‌تر برگزیده بود و پس از آن مجلس را ترک کرد (یوحنا ۳۰:۱۳-۳۱). هرچند این رویداد در چهارچوب نقشهٔ شیطان برای کشتن عیسی قرار داشت، با این حال، او مسئول عمل خود بود (آیه ۲۲).

شاگردان و ناتوانی در درک – لوقا ۲۴:۲۲-۳۸

هرچه عیسی مسیح به صلیب نزدیک‌تر می‌شد، درکِ او برای شاگردان دشوارتر می‌گردید. لوقا در این بخش با آوردن سه روایت نشان می‌دهد که عیسی حتی پیش از کشمکشِ دعا در باغ جتسیمانی نیز تنها بود. شاگردان آنچه در حال وقوع بود را درک نمی‎‌کردند و بیش‌تر درگیر خواسته‌های خود بودند.

شاگردان رنجی را که در پیشِ روی عیسی بود درک نمی‌کردند، بلکه از همین حالا در اندیشهٔ جایگاه خود در پادشاهی آیندهٔ او بودند. عیسی نقش آیندهٔ آنان را انکار نمی‌کند («تا… بر تخت‌ها بنشینید و بر دوازده قبیله اسرائیل داوری کنید»، آیه ۳۰)، اما به آنان یادآوری می‌کند که نباید خود را برتر از دیگران بدانند، بلکه باید خادم همه باشند، همان‌گونه که خودِ او در میان ایشان خادم بوده است. این خدمت تنها به شستن پای شاگردان محدود نمی‌شود (یوحنا ۱:۱۳-۱۷)، بلکه به بزرگ‌ترین خدمت او نیز اشاره دارد: مرگ بر صلیب (فیلیپیان ۵:۲-۱۱). اقتدار شاگردان در آسمان نیز نشان می‌دهد که حتی در ملکوت آسمان، با وجود برابری و شادی کامل، هر یک وظایف متفاوتی خواهند داشت.

نشانهٔ دیگری از نادانی شاگردان، وعدهٔ پرشورِ پطرس بود که حاضر است همراه عیسی مسیح تا مرگ برود. اگر پطرس می‌دانست چه چیزی در انتظار عیسی است، به‌سختی چنین وعده‌ای می‌داد. اما عیسی مسیح نه‌تنها آیندهٔ خود، بلکه آیندهٔ پطرس را نیز می‌دانست. این حقیقت مایهٔ تسلی است که او ضعف‌های ما را نیز می‌شناسد؛ شکست‌ها و گناهان ما برای او غافلگیرکننده نیست.

عبارت «امروز» در آیه ۳۴ را باید بر اساس گاه‌شماری یهودی فهمید، که در آن روز از حدود ساعت شش عصر آغاز می‌شود.

سومین و آخرین نشانهٔ نادانی شاگردان، گفت‌وگوی آنان دربارهٔ شمشیرها بود. عیسی به آنان یادآوری کرد که چگونه حتی زمانی که بدون هیچ تجهیزاتی برای موعظهٔ انجیل فرستاده شدند، خود از ایشان مراقبت کرده بود (لوقا ۱:۹-۶).

به‌زودی زمانی فرا می‌رسید که آنان باید بدون حضور عیسی مسیح ادامه دهند (یوحنا ۲۱:۱۴-۳۱)، و در آن هنگام می‌توانستند وسایل لازم را با خود بردارند. اما شاگردان گمان می‌کردند که قیامی علیه رومیان در شُرف وقوع است و به‌سوی شمشیرها رفتند. پاسخ عیسی را می‌توان چنین نیز فهمید: «چنین طرز فکری دیگر بس است!».

جتسیمانی – لوقا ۳۹:۲۲-۵۳

لوقا نام «جتسیمانی» را به‌کار نمی‌برد، احتمالاً به این دلیل که برای خوانندگان غیریهودی می‌نوشت و از به‌کار بردن واژه‌های عبری پرهیز داشت. گفته می‌شود که شاید از همان قرن چهارم، کلیسایی در جتسیمانی ساخته شده باشد. امروزه بقایای آن، از جمله بخشی از کفِ موزاییکی، در داخل «کلیسای ملل» که در سال‌های ۱۹۱۹ تا ۱۹۲۴ بنا شده، باقی مانده است.

عبارت «بنا به عادت» نشان می‌دهد که عیسی قصد فرار نداشت، بلکه خود را به خیانتِ یهودا تسلیم کرد. ظاهر شدن فرشته‌ای برای تقویت او نیز نشانه‌ای از انسانیتِ کامل اوست. «جام» (آیه ۴۲) در کتاب مقدس نماد رنج و تحقق خشم و داوری خداست (مزمور ۶:۱۱؛ اشعیا ۱۷:۵۱؛ و جام‌های خشم در مکاشفه ۱۶).

«برخیزید و دعا کنید…»
(آیه ۴۶).

معمولاً مردم ایستاده دعا می‌کردند (مقایسه کنید با لوقا ۱۱:۱۸، ۱۳: «فریسی ایستاده… دعا می‌کرد»؛ «اما باجگیر از دور ایستاده…»)، اما زانو زدنِ عیسی نشان‌دهندهٔ رنج عمیق و فروتنی او بود.

هنگامی که عیسی مسیح دستگیر شد، پطرس (یوحنا ۱۰:۱۸) خواست با شمشیر از استاد خود دفاع کند، اما عیسی او را بازداشت. عبارت «دست نگاه دارید!» (آیه ۵۱) خطاب به شاگردان است، نه به دستگیرکنندگان.

سران کاهنان برای دستگیری عیسی برنامه‌ریزی کرده بودند (آیه ۵۲). رهبری مذهبی، به‌جای خدمت به خدا، در خدمت شیطان قرار گرفته بود. سختیِ دل به اوج رسیده بود، به‌گونه‌ای که حتی معجزه‌ای که همان لحظه رخ داد نیز باعث نشد دستگیرکنندگان بیاندیشند که چه کسی را گرفتار می‌کنند. آنان توجهی به شاگردان نداشتند و اجازه دادند به‌راحتی بگریزند.

انکارِ پطرس – لوقا ۵۴:۲۲-۶۲

لوقا به‌روشنی نشان می‌دهد که چگونه پطرس، که پیش‌تر وعدهٔ شجاعت داده بود (لوقا ۳۳:۲۲)، به ترس افتاد و عیسی را انکار کرد. شاگردان انسان‌هایی عادی بودند، نه فراتر از انسان. پطرس سه بار عیسی را انکار کرد و بعدها نیز سه بار محبت خود را به او ابراز نمود (یوحنا ۱۵:۲۱-۱۷). عیسی حتی انکارکنندهٔ خود را نیز بخشید و به او فرصت بازگشت داد.

لهجهٔ جلیلی اندکی با لهجهٔ یهودیه تفاوت داشت (آیه ۵۹؛ مقایسه کنید با متی ۷۳:۲۶)، واژهٔ «جلیلی» می‌توانست معنای «یاغی» نیز داشته باشد، زیرا ساکنان جلیل به روحیهٔ شورش علیه روم شناخته می‌شدند. شورش سال ۶۶ میلادی نیز از جلیل آغاز شد.

تنها لوقا این صحنه را برای ما نقل می‌کند: «آنگاه خداوند روی گرداند و به پطرس نگاه کرد» (آیه ۶۱).

عدمِ ایمان به عیسی – لوقا ۶۳:۲۲-۷۱

لوقا نشان می‌دهد که چگونه دو گروه کاملاً متفاوت از عیسی مسیح می‌خواستند ثابت کند که مسیح است: نخست سربازان (آیات ۶۳-۶۵) و سپس شورای هفتاد و یک نفرهٔ سنهدرین (آیات ۶۶-۷۱). اما هیچ‌یک از این دو گروه آن نشانه‌ای را که انتظار داشتند دریافت نکردند.

بر اساس رسم یهود، صدور حکم در همان روزِ بازجویی مجاز نبود؛ از این‌رو، شورای بزرگ تا سپیده‌دم صبر کرد تا ظاهری قانونی به کار خود بدهد.

در آغاز کوشیدند عیسی را به‌عنوان شورشی و مسیحی زمینی معرفی کنند (آیات ۶۷-۶۹)، اما عیسی به این اتهام پاسخ نداد. او مسیح بود و هست، اما نه به معنایی که مخالفانش در نظر داشتند.

در نهایت، عیسی به جرم کفرگویی محکوم شد، زیرا خود را هم‌تراز با خدا، بلکه خدا دانسته بود (آیات ۷۰-۷۱). مجازات چنین جرمی تنها مرگ بود. اما رومیان، حقِ صدور حکم اعدام را از یهودیان گرفته بودند (یوحنا ۳۱:۱۸)، از این‌رو یهودیان ناچار بودند پروندهٔ عیسی را برای تصمیم‌گیری و تأیید نهایی به رومیان بسپارند.