انجیل لوقا، باب ۱

انجیل لوقا


تقدیم‌نامه - لوقا ۱:۱-۴

یهودیان در نوشته‌های خود بی‌درنگ به اصل مطلب می‌پرداختند (برای مقایسه بنگرید به متی ۱:۱ و مرقس ۱:۱). امّا لوقا، بر اساس شیوهٔ ادبی یونانی، کتاب خود را با مقدمه‌ای آغاز می‌کند. این چهار آیه در متن یونانی تنها یک جمله را تشکیل می‌دهد. زبان آن از فصیح‌ترین یونانیِ عهد جدید است و نشان می‌دهد که نویسنده از تحصیلات و فرهنگ ادبی برخوردار بوده است.

گیرندهٔ این نوشته، تئوفیلوس، چه کسی بود؟ نام او به معنای «دوستدار خدا» یا «دوست خدا» است؛ ازاین‌رو برخی بر این باورند که این نام در واقع عنوانی نمادین برای گروهی از مخاطبان بوده است. بااین‌حال آیهٔ ۴ نشان می‌دهد که تئوفیلوس شخصی معین بوده است. این‌که نام او واقعی بوده یا نامی مستعار، در حد گمانه‌زنی باقی می‌ماند. در هر حال، ما هویت دقیق گیرنده را نمی‌دانیم. این‌که تئوفیلوس پشتیبان مالی و منتشرکنندهٔ اثر بوده، یا مقام بلندپایه‌ای رومی، و یا هر دو، قطعی نیست. لوقا برای او از واژهٔ یونانی‌ای استفاده می‌کند که به معنای «عالی‌مقام» یا «گرامی» است؛ واژه‌ای که در عهد جدید تنها سه بار دیگر به‌کار رفته است: در اعمال رسولان ۲۶:۲۳ و اعمال رسولان ۲:۲۴ دربارهٔ والی فِلیکْس، و در اعمال رسولان ۲۵:۲۶ دربارهٔ والی فستوس.

آیات آغازین انجیل لوقا به ما یادآور می‌شود که مسیحیت ایمانی تاریخی است؛ و بر واقعیت‌هایی استوار است که در تاریخ رخ داده‌اند. مسئله تنها آنچه ما می‌دانیم یا تجربه کرده‌ایم نیست، بلکه آن چیزی است که خدا در بستر تاریخ به انجام رسانده است. ایمان نه در تضاد با عقل و فهم، بلکه در پیوند با آن است.

لوقا این نوشته را برای مسیحیان نسل دوم نگاشت، یعنی برای کسانی که خود عیسی مسیح را ندیده بودند. از طریق روایت او، ما نیز شهادت شاهدان عینی دربارهٔ عیسی مسیح را دریافت می‌کنیم (آیهٔ ۲).

بشارتِ تولدِ یحیی تعمیددهنده - (لوقا ۵:۱-۲۵)

روایتِ لوقا از تولدِ عیسی از دیدگاهِ مریم نوشته شده است، در حالی که روایتِ متی از منظرِ یوسف بیان می‌شود. معلوم نیست که آیا مریم در دهه پنجاه میلادی، زمانی که لوقا همراه با همسفرانِ پولس به اورشلیم آمد، هنوز در قید حیات بود یا نه؛ اما دست‌کم می‌دانیم که لوقا، با یعقوب برادرِ عیسی دیدار کرده است (اعمال رسولان ۱۸:۲۱).

زبانِ روایتِ دورانِ کودکی، نشان‌دهنده تأثیرِ فرهنگ و زبان آرامی است. این متن سرشار از واژه‌ها و ساختارهای سامی است؛ مانند «و چنین شد…» (آیه ۸ – مترجم: در ترجمه‌های فارسی این کلمه ترجمه نشده است) و «و اینک…» (آیه ۲۰). این امر نشان می‌دهد که اطلاعاتِ لوقا درباره تولدِ عیسی واقعاً از فلسطین سرچشمه گرفته است، نه از ادیانِ بت‌پرستانه که در آن‌ها روایتِ فرزندانِ خدایان و انسان‌ها امری رایج بود. بنابراین این روایت، داستانی ساختگی نیست تا پیشینه عیسی را با سبکِ رایجِ آن زمان هماهنگ سازد، بلکه درباره رویدادهایی سخن می‌گوید که در روزگارِ هیرودیسِ بزرگ به‌عنوان واقعیتِ تاریخی رخ داده‌اند. هیرودیس از سال ۳۷ تا سال ۴ پیش از میلاد حکومت کرد؛ از این رو ،گاه‌شماریِ ما که در قرن ششم میلادی تنظیم شده است، حدود شش تا هفت سال خطا دارد.

هرچند لوقا به‌طور خاص می‌خواهد بر تاریخی‌بودنِ رویدادهایی که در انجیل‌ها نقل می‌شوند تأکید کند، اما هم‌زمان این حقیقت را نیز برجسته می‌سازد که اعمالِ خداوند همواره دربرگیرنده رویدادهای مافوقِ طبیعی است؛ و بدون امرِ مافوقِ طبیعی، اصلاً انجیلی وجود نخواهد داشت!

در آن زمان حدود بیست‌هزار کاهن در معبدِ اورشلیم خدمت می‌کردند. آنان به بیست‌وچهار فرقه تقسیم شده بودند که فرقه اَبیّا هشتمینِ آن‌ها بود (آیه ۵؛ اول تواریخ ۱0:۲۴). هر فرقه سالی دوبار و هر بار به‌مدت یک هفته خدمت می‌کرد. سوزاندنِ بخور، افتخاری بزرگ به‌شمار می‌رفت و ممکن بود تنها یک بار در تمام عمرِ یک کاهن به او سپرده شود. کارکردِ بخور این بود که دعاهای قوم را به حضورِ خدا بالا ببرد (مقایسه کنید با مزامیر ۲:۱۴۱؛ مکاشفه ۸:۵).

مذبحِ بخور در قدسِ معبد قرار داشت؛ همان‌جا که فرشته جبرائیل بر زکریا ظاهر شد. در ادبیات یهودی از هفت فرشته بزرگ با نام یاد شده است که تنها دو تن از آنان در کتاب مقدس ذکر شده‌اند:

۱. اوریئیل
۲. رافائیل
۳. رعوئیل
۴. میکائیل (دانیال ۱۳:۱۰، ۱۰:۲۱؛ یهودا ۹؛ مکاشفه ۷:۱۲)
۵. سَرَقیئیل
۶. جبرائیل (دانیال ۱۶:۸؛ ۲۱:۹) 
۷. رِمیئیل

نامِ جبرائیل به‌معنای «خداوند قهرمان است» یا «مردِ بزرگِ خدا» است. زکریا به‌معنای «یهوه به‌یاد می‌آورد» است، الیزابت (الیصابات) به‌معنای «خدا سخن گفته است» و یوحنا به‌معنای «خدا فیض‌بخش است».

جبرائیل اعلام کرد که چهارصد سال سکوت به پایان می‌رسد: زکریا و الیزابت پسری خواهند داشت که هم نبی خواهد بود و هم نذیره. (مقایسه کنید با اعداد ۱:۶-۱۲؛ مشهورترین نذیره‌ها در عهد عتیق شمشون بودند، داوران ۴:۱۳-۷، و سموئیل، اول سموئیل ۱۱:۱).

جبرائیل سخنِ خود را با این جمله آغاز کرد: «مترس». حضورِ خدای قدوس هراس‌انگیز است، اما برای نجات ضروری است. آنان که از خدا دور می‌شوند، هلاک خواهند شد. مأموریتِ یوحنا این بود که قوم را به‌سوی خدا بازگرداند و راه را برای مسیح آماده سازد (آیه ۱۷).

اما حتی کاهنانِ آن زمان نیز بی‌ایمان بودند. شواهد بیشتری از این امر را بعدها در انجیلِ لوقا و کتابِ اعمالِ رسولان می‌بینیم. زکریا همان نشانه‌ای را که طلب کرده بود دریافت کرد: او لال شد. دیگر نتوانست برکتِ خداوند را بر مردمی که در معبد گرد آمده بودند بخواند، چنان‌که وظیفه‌اش بود.

الیزابت زمانی ظاهر شد که بارداری‌اش آشکار شده بود (آیه ۲۵)، زیرا پیش از آن سخنِ او باور نمی‌شد.

بشارتِ تولدِ نجات‌دهنده – (لوقا ۲۶:۱-۳۸)

دخترانِ یهودی از سنین پایین، از حدود دوازده‌سالگی، نامزد می‌شدند. نامزدی از نظر حقوقی هم‌ارزِ ازدواج به‌شمار می‌رفت، هرچند عروس و داماد جدا از یکدیگر زندگی می‌کردند.

مریم نیز از آمدن و پیامِ جبرائیل در شگفت شد، اما تردید نکرد (مقایسه کنید با آیه ۴۵)، بلکه در اندیشه فرو رفت. رضایت دادن به اراده خدا (آیه ۳۸) به‌معنای پذیرفتن آن، تحت تهدیدِ تمسخر مردم (مقایسه کنید با یوحنا ۴۱:۸ و نیز اشاره پنهانی در مرقس ۳:۶) و حتی خطرِ مجازاتِ مرگ بود (مقایسه کنید با تثنیه ۲۳:۲۲-۲۴). در آن زمان، موقعیتِ آن کودک و مادرش بسیار دشوار بود.

اَبر/سایه (آیه ۳۵) در عهد عتیق نیز نشانه حضورِ خدا بود (خروج ۲۰:۱۳-۲۲). تولدِ عیسی مسیح معجزه‌ای است که نمی‌توان آن را توضیح داد یا به‌طور کامل درک کرد. تنها نمونه مشابه در عهد عتیق، آفرینشِ آدم است (مقایسه کنید با اول قرنتیان ۲۰:۱۵-۲۴).

نامِ عیسی (یشوعا / یوشع) به‌معنای «یهوه نجات است» یا «یهوه یاری‌دهنده است» می‌باشد. مریم خویشاوندِ الیزابت (آیه ۳۶) و از سبطِ لاوی بود؛ از این رو عیسی هم از نسلِ پادشاهی و هم از نسلِ کاهنان به‌شمار می‌آمد.

آنان که می‌خواهند تولدِ باکره‌وارِ عیسی را انکار کنند، باید پاسخی تازه به این پرسش بدهند: «عیسی چه زمانی خدا شد؟». یا بهتر است بگوئیم: اگر او از هنگامِ لقاح خدا نبود، پس چه زمانی خدا شد؟ کلیسا از دیرباز گونه‌های مختلفِ «دیدگاهِ فرزندخواندگی درباره مسیح» را بدعت دانسته و محکوم کرده است.

دیدارِ مریم با الیزابت - (لوقا ۳۹:۱-۴۵)

سفر از جلیل به یهودیه حدود سه روز به‌طول می‌انجامید. کتاب مقدس مشخص نمی‌کند که الیزابت در کجا ساکن بود. سنتی نسبتاً متأخر در مسیحیت می‌گوید آن مکان «عین کارِم» بوده است، در شش کیلومتری غربِ اورشلیم. لوقا ۲۳:۱ آنچه را از تاریخِ آن دوره می‌دانیم تأیید می‌کند: بیشتر کاهنان بیرون از اورشلیم زندگی می‌کردند و تنها سالی دو بار، هر بار برای یک هفته خدمت، به شهر می‌آمدند.

همچنین به اعترافِ الیزابت توجه کنید: مریم «مادرِ خدا» بود، زیرا او را «خداوندِ من - سرورم» خواند (آیه ۴۳). عیسی از همان هنگامِ لقاح، خدا بود. مریم در میانِ زنان، مبارک‌ترین است (آیه ۴۲).

سرود ستایش مریم – لوقا ۴۶:۱–۵۶

سرود شکرگزاری مریم الهام‌بخش بسیاری از سرایندگان سرودهای کلیسایی بوده است. این سرود همچنین «مَگنیفیکات (تمجید می‌کند/بزرگ می‌دارد)» نامیده می‌شود. این نام از ترجمه لاتینی کتاب مقدس، یعنی ولگات، گرفته شده است؛ جایی که این سرود با همین واژه آغاز می‌شود.

سرود شکرگزاری مریم، نخستینِ چهار سرود در روایت‌های کودکی در انجیل لوقاست که همگی نامی شناخته‌شده به زبان لاتین دارند (برگرفته از ولگات):

۱۸:۱-۷۹ سرود زکریا، «بندیکتوس» (Benedictus)
۱۴:۲ ستایش فرشتگان، «گلوریا این اکسلسیس دئو» (Gloria in Excelsis Deo)
۲۹:۲-۳۲ سرود شمعون، «نونک دیمیتیس» (Nunc Dimittis)

هر چهار سرود به‌سرعت وارد حیات عبادی مسیحیان شدند:

۱. «سرود تعظیم مریم» در دعای شامگاهی   
۲. «سرود زکریا» در دعای صبحگاهی   
۳. «سرود شمعون» در دعای پایان روز   
۴. «سرود جلال بر خدا در اعلی‌علیین» در لیتورژی عبادت کلیسا 

سرود شکرگزاری مریم بازتاب‌دهندۀ «دینداریِ فقیران» است که از ویژگی‌های شاخص انجیل لوقاست: خدا فقیران و فروتنان را برگزیده است و ثروتمندان رد شده‌اند (مقایسه کنید با متی ۳:۵: «خوشا به حال فقیران در روح، زیرا پادشاهی آسمان از آن ایشان است»).

زمان افعال در آیات ۵۱–۵۳ شگفت‌انگیز است: خدا برای نجات چنان ستایش می‌شود که گویی این نجات از پیش تحقق یافته است. تحقق نقشه‌های خدا آن‌قدر قطعی است که می‌توان درباره آن‌ها چنان سخن گفت که گویا وقایعی هستند که پیش‌تر به انجام رسیده‌اند.

ابراهیم (آیه ۵۵) در مجموع ۲۲ بار در انجیل لوقا و اعمال رسولان ذکر شده است. این امر شگفت‌آور نیست، زیرا او پدر روحانی یهودیان بود (مقایسه کنید با یوحنا ۳۹:۸ و رومیان ۱:۴–۱۲).

از میان تمامی سرودهای عهد عتیق، سرودی که بیش از همه به ستایش مریم شباهت دارد، سرود حَنّا در اول سموئیل ۱:۲–۱۰ است.

تولد یحیی - لوقا ۵۷:۱–۶۶

لوقا در واقع خودِ تولد یحیی را روایت نمی‌کند، بلکه ختنه و نام‌گذاری او را بیان می‌کند. پیش‌تر یهودیان فرزندان خود را بلافاصله پس از تولد نام‌گذاری می‌کردند، اما بعدها رسم بر این شد که نام‌گذاری در زمان ختنه، در روز هشتم، انجام گیرد (لاویان ۳:۱۲).

معمولاً پسر را به نام پدربزرگش می‌نامیدند، نه به نام پدرش (مقایسه کنید با یعقوب و یوحنا، پسران زِبِدی، متی ۲:۱۰). جبرئیل پیش‌تر نام کودک را یحیی گذاشته بود (آیه ۱۳). اینکه مردم با اشاره با زکریا سخن گفتند (آیه ۶۲) ممکن است به این معنا باشد که زکریا هم ناشنوا و هم لال بوده است (تعبیر آیه ۲۲ نیز می‌تواند چنین مفهومی داشته باشد)، یا اینکه مردم - همان‌گونه که اغلب چنین می‌پنداریم - گمان می‌کنند کسی که لال است، ناشنوا نیز هست. لوح مورد اشاره، لوحی مومی بود که با قلمی بر آن می‌نوشتند و نوشته با صاف کردن دوبارۀ موم پاک می‌شد.

سرود ستایش زکریا - لوقا ۶۷:۱–۸۰

لوقا به‌روشنی بر عمل روح‌القدس تأکید می‌کند، چنان‌که در اینجا نیز در آیه ۶۷ دیده می‌شود. بار دیگر می‌بینیم که از همان آغاز، عیسی خدا شمرده می‌شد: «تو پیشاپیش خداوند (عیسی) حرکت خواهی کرد…» (آیه ۷۶).

ما اغلب نبوت (آیه ۶۷) را صرفاً پیش‌گویی آینده می‌دانیم، اما نبوت کتاب‌مقدسی «سه‌بُعدی» است و دربرگیرندۀ تمام زمان‌ها:
۱. گذشته
۲. حال
۳. آینده

در سرود شکرگزاری زکریا نیز چنین است. این سرود همچنین یادآور آن است که کتاب مقدسِ نخستین مسیحیان، مشخصاً عهد عتیق بود (دوم پطرس ۱۹:۱–۲۱) و ایمان مسیحی بر بنیانی استوار است که در عهد عتیق آشکار شده است.

به نظر می‌رسد زکریا و الیزابت اندکی پس از تولد یحیی درگذشتند. این نظریه مطرح شده است که اسنیان (مترجم: نام یک فرقۀ یهودی در دوران میان‌عهدین و قرن اول میلادی) این کودک یتیم را پذیرفتند، زیرا آنان به داشتن چنین رسمی شناخته می‌شدند. با این حال، اقامت در بیابان در آیه ۸۰ (مقایسه کنید با لوقا ۲:۳) می‌تواند به تعلیم و تربیت الهی در خلوت نیز اشاره داشته باشد.