انجیل لوقا، باب ۱۲

انجیل لوقا


خطر ریاکاری - لوقا ۱:۱۲-۳

عیسی از خانه فریسی بازگشت و نزد مردم آمد (آیه ۱، لوقا ۲۹:۱۱). با این حال، او ابتدا شاگردان خود را تعلیم می‌دهد (آیه ۱) و سپس مردم را (آیه ۱۳).

خمیر مایه (آیه ۱) باعث ور آمدن خمیر می‌شود، اما در واقع از درون آن چیزی پدید نمی‌آید، هرچند خمیر بزرگ‌تر می‌شود. فریسیان نیز چنین بودند، ریاکار. در ظاهر آراسته بودند، اما «در درون خالی». آنان نقشی را بازی می‌کردند؛ حتی می‌توان گفت نقابی داشتند که چهرهٔ واقعی‌شان را می‌پوشاند. عیسی یادآوری می‌کند که خدا همه چیز را می‌بیند و می‌داند، و هیچ‌کس نمی‌تواند چیزی را از او پنهان کند.

آیه ۳ همچنین دعوتی است به اعلام آشکار انجیل «در کوچه‌ها و کوره‌راه‌ها» (لوقا ۲۳:۱۴). انجیل نباید درون دیوارهای کلیسا «محبوس» بماند.

آنانی که به خدا تعلق دارند، در امنیت‌اند - لوقا ۴:۱۲-۱۲

این قسمت، تنها قسمتی در اناجیل هم‌نظر (متی، مرقس و لوقا) است که عیسی شاگردان خود را «دوستان» خطاب می‌کند (آیه ۴، مقایسه شود با یوحنا ۱۴:۱۵-۱۵).

از شیطان نباید هراس داشت، بلکه باید در برابر او ایستادگی کرد (آیه ۴؛ یعقوب ۷:۴، اول پطرس ۸:۵–۹). ترسِ راستین تنها شایستهٔ خداست، زیرا فقط او اقتدار دارد که به جهنم بیافکند (آیه ۵).

متی می‌گوید با یک پولِ سیاه دو گنجشک خریداری می‌شد (متی ۲۹:۱۰)، اما لوقا می‌نویسد با پولِ سیاه پنج گنجشک؛ یعنی گنجشک پنجم عملاً رایگان داده می‌شد (آیه ۶)؛ با این همه، خدا حتی از همان نیز غافل نیست. انسان به صورت خدا آفریده شده است (پیدایش ۲۷:۱)، از این‌رو ارزش او بسی فراتر از پرندگان است (آیه ۷).

آفریده شدن به صورت خدا، به این معناست که انسان برای رابطه با خدا آفریده شده است. اگر این رابطه گسسته شود، انسان در خطر هلاکت قرار می‌گیرد، مگر آنکه این پیوند دوباره برقرار گردد (آیه ۸). در داوری نهایی، این عیسی است که تعیین‌کننده است (آیه ۹). پطرس عیسی را انکار کرد (لوقا ۶۱:۲۲)، اما زمانی‌که توبه کرد، آمرزیده شد. بنابراین مسئله تنها یک انکار نیست، بلکه جهت‌گیری کلی زندگی است: آیا انسان از خدا روی برگردانده است یا خیر؟

کفر به روح‌القدس (آیه ۱۰) مسئله‌ای است که برای بسیاری از مسیحیان موجب نگرانی و اضطراب شده است. این کفر چه معنایی دارد؟ در مرقس ۲۲:۳-۳۰، این هشدار در زمینه‌ای مطرح می‌شود که علمای شریعت، عیسی را متهم می‌کنند که با شیطان همدست است. در عبرانیان ۴:۶-۸ نیز کسانی که از ایمان برگشته‌اند، در همین چهارچوب توصیف می‌شوند. بنابراین می‌توان گفت کفر به روح‌القدس یعنی آنکه انسان خود را در برابر روح‌القدس قرار دهد و عمل او را آگاهانه رد کند.

پیامد کفر به روح‌القدس روشن است: سخت‌شدن نهایی دل و روی‌گردانی کامل از خدا. اگر وجدان کسی او را متهم می‌کند، بدین معناست که هنوز مرتکب چنین گناهی نشده است؛ زیرا همین احساس گناه، عمل روح‌القدس در درون ماست. به بیان ساده: اگر درباره‌اش سؤال می‌کنید، پس آن را انجام نداده‌اید! چون اگر واقعاً چنین می‌کردید، دیگر دغدغه‌ای نسبت به آن نداشتید.

چرا این گناه آمرزیده نمی‌شود؟ زیرا این روح‌القدس است که توبه را در انسان پدید می‌آورد و ایمان را برمی‌انگیزد؛ و بدون عمل او، این امر ممکن نیست.

کنیسه‌ها (آیه ۱۱) در میان یهودیان نقش دادگاه‌های محلی را داشتند، بنابراین آیات ۱۱ و ۱۲ به موضوع آزار و جفا اشاره دارند. از این رو، این بخش هرگز مجوزی برای سستی روحانی نیست.

وسوسهٔ طمع - لوقا ۱۳:۱۲-۲۱

«زیر آفتاب هیچ چیز تازه‌ای نیست!» (جامعه ۹:۱). تقسیم ارث همواره موجب اختلاف و جدایی در میان خانواده‌ها بوده است. در عهد عتیق، برای پسر نخست‌زاده سهمی دو برابر دیگران در نظر گرفته شده بود (تثنیه ۱۷:۲۱)، اما فراتر از این، مقررات مشخصی دربارهٔ جزئیات ارث وجود نداشت. از آنجا که ربی‌ها به مسائل حقوقی و مدنی نیز رسیدگی می‌کردند، طبیعی بود که از عیسی نیز خواسته شود تا در چنین موضوعی داوری کند.

اما عیسی مسیح این درخواست را نپذیرفت. به‌نظر می‌رسد پاسخ قاطع او از این رو بود که آن مرد در پی عدالت نبود، بلکه می‌خواست عیسی خواستهٔ او را تأیید کند. در اینجا مهارت ادبی لوقا نیز قابل توجه است: هرچند عیسی مسیح «مقّسِم» امور دنیوی نیست (آیه ۱۴)، اما در معنایی عمیق‌تر خود «جداکننده‌ و تقسیم‌کننده‌ای بزرگ» است؛ در رابطه با دارایی‌ها (آیات ۲۲-۳۴)، در رابطه با همسایگان (آیات ۳۵-۴۸)، و حتی در رابطه با اعضای خانواده (آیات ۴۹-۵۳).

حرص و آز (آیه ۱۵) در کتاب‌مقدس به‌شدت نکوهش شده و حتی نوعی بت‌پرستی به شمار آمده است (افسسیان ۵:۵؛ نیز اول تیموتائوس ۹:۶-۱۰: «محبتِ پول ریشهٔ همهٔ بدی‌هاست»). لوتر در توضیح فرمان اول در «کتاب کتشیزم بزرگ» می‌گوید خدای هر انسان، همان چیزی است که او به آن تکیه و اعتماد دارد (مقایسه شود با لوقا ۳۴:۱۲). خصلت فریبندهٔ ثروت در این است که انسان را به سیری‌ناپذیری می‌کشاند؛ هرچه بیشتر داشته باشد، بیشتر می‌خواهد - «اشتها با خوردن بیشتر می‌شود». و در نهایت، شعار این جهان چیزی جز این نیست: «باز هم بیشتر!».

آن مرد در این مثل، از نظر ظاهری کار نادرستی انجام نداد؛ او با دقت به کار خود رسیدگی کرد. اما مشکل در بنیاد زندگی او بود (مقایسه شود با متی ۲۴:۷-۲۷). او خودمحور شده بود و دیگر همسایه‌اش را به یاد نمی‌آورد. در عین حال، فراموش کرده بود که جاودانه نخواهد زیست (مقایسه شود با آیه ۱۹). همین خودمحوری، او را به تنهایی نیز کشانده بود (آیه ۲۰)؛ او فقط دارایی داشت، اما کسی را نداشت تا آن را با او سهیم شود.

لوقا بیش از دیگر نویسندگان اناجیل دربارهٔ فقرا، ثروت و خطرات آن سخن می‌گوید (مقایسه شود با لوقا ۱۰:۱۶-۱۵ دربارهٔ کاربرد درست ثروت؛ نیز لوقا ۱۱:۳، ۳۰:۶، ۴۱:۱۱، ۱۳:۱۴-۱۴، ۹:۱۶، ۲۲:۱۸، ۸:۱۹). کتاب‌مقدس نه فقر را می‌ستاید و نه ثروت را (امثال ۷:۳۰-۹)، بلکه بر اعتدال تأکید دارد. به‌طور ساده می‌توان گفت: ثروتمند کسی است که بیش از نیاز خود دارد، و فقیر کسی است که کمتر از نیاز خود در اختیار دارد.

تعلیم دو حکومت در الهیات لوتری می‌آموزد که در جهان دو «قلمرو» یا نظم وجود دارد: قلمرو دنیوی که با شریعت اداره می‌شود، و قلمرو روحانی که تحتِ انجیل است. آمیختن این دو، منشأ مشکلات فراوانی بوده است. همچنین در آیه ۲۰ توجه کنیم: این خداست که مدت زندگی انسان را تعیین می‌کند؛ نه آن‌گونه که انسان می‌پندارد "سالیان دراز" پیش رو دارد (آیه ۱۹)، بلکه ممکن است "همین امشب" جان او طلب شود (آیه ۲۰).

آسودگیِ روحانی – لوقا ۲۲:۱۲-۳۴

کلاغ (آیه ۲۴) حیوانی ناپاک به‌شمار می‌رفت، اما خدا از آن نیز مراقبت می‌کند. امروزه می‌دانیم که نگرانی نه‌تنها عمر را طولانی‌تر نمی‌کند، بلکه آن را کوتاه‌تر می‌سازد (آیه ۲۵). خدا نیازهای ما را می‌داند (آیه ۳۰) و خود نیز آن‌ها را برآورده می‌کند (آیه ۲۸). از این رو، نگرانی بیهوده است (آیه ۲۹). امّت‌ها این را نمی‌دانند، و به‌همین دلیل در اضطراب به‌سر می‌برند (آیه ۳۰).

پادشاهی خدا عطیه‌ است (آیه ۳۲)، و بزرگ‌ترین بخششی است که خدا به ما داده است (رومیان ۳۲:۸)؛ از این رو شایستهٔ آن است که در پی آن باشیم. انسان سرانجام باید همهٔ آنچه به این جهان تعلق دارد واگذارد (آیه ۳۳)، و تنها ایمان یا بی‌ایمانی است که از آستانهٔ مرگ با او عبور می‌کند. ما باید بیاموزیم میان آنچه در توان تغییر ماست و آنچه نیست تمایز قائل شویم. عیسی همچنین ما را فرامی‌خواند که در این جهان عمل کنیم و آن را «اصلاح» کنیم (آیه ۳۳)، اما با این کار نه می‌توان ملکوت آسمان را به‌دست آورد و نه جایگزین آن ساخت.

همواره آماده باشید - لوقا ۳۵:۱۲-۴۸

در این بخش سه مثل دربارهٔ اهمیت بیداری و هوشیاری آمده است. آمدنِ مورد انتظار، به بازگشتِ دوبارهٔ عیسی مسیح اشاره دارد. لوقا در فصل ۸:۲۱-۳۵ با تفصیل بیشتری دربارهٔ بازگشت او سخن می‌گوید.

مثل نخست (آیات ۳۵-۳۸) دربارهٔ خدمتکارانی است که در انتظار بازگشت ارباب خود هستند. جشن عروسی چندین روز به‌طول می‌انجامید، از این رو زمان بازگشت او از پیش معلوم نبود.

در آیه ۳۸، متن یونانی به «پاس دوم و سوم شب» اشاره دارد. رومیان شب را به چهار پاس تقسیم می‌کردند (مرقس ۳۵:۱۳): ساعاتِ ۱۸–۲۱، ۲۱–۲۴، ۰۰–۰۳، ۰۳–۰۶. اما یهودیان شب را به سه پاس تقسیم می‌کردند (داوران ۱۹:۷): ساعاتِ ۱۸–۲۲، ۲۲–۰۲، ۰۲–۰۶. در اینجا مقصود، تقسیم‌بندی یهودی است.

وارونگیِ شگفت‌انگیزِ آیه ۳۷ - جایی که ارباب به خدمتکاران خود خدمت می‌کند - یادآور آن تصویری است که در آن، عیسی مسیح پای شاگردانش را شست (یوحنا ۱:۱۳-۱۲). این صحنه تصویری است از شیوهٔ عمل خدا: او خود به انسان خدمت می‌کند، و این خدمت را تا صلیب جلجتا به کمال می‌رساند. انسان تنها زمانی می‌تواند از آنِ عیسی مسیح باشد که عیسی به او خدمت کند؛ به‌ویژه در امر نجات.

عبارت «کمر به خدمت بستن» (آیه ۳۵) به این معناست که دامن بلند جامه را به کمر می‌بستند تا در کار و حرکت مزاحم نباشد (خروج ۱۱:۱۲). مسیحی باید همواره آمادهٔ عمل و خدمت باشد.

مثل دوم (آیات ۳۹-۴۰) از دزدی سخن می‌گوید که به خانه‌ای دستبرد می‌زند. دیوارهای خانه‌ها در آن زمان از گل ساخته می‌شد و شکافتن آن‌ها آسان‌تر از عبور از درِ چوبی بود (نیز اول تسالونیکیان ۱:۵-۱۱). اکنون عیسی بر در می‌کوبد (مکاشفه ۲۰:۳)، اما در پایان زمان، به حیات هر انسان وارد خواهد شد.

پرسش پطرس (آیه ۴۱) احتمالاً از اینجا ناشی می‌شود که عیسی معمولاً مثل‌ها را برای مردم بیان می‌کرد (لوقا ۱۰:۸)، اما این‌بار خطاب او شاگردان بودند (آیه ۲۲). پاسخ عیسی مسیح نشان می‌دهد که سخن او محدود به رسولان نیست، بلکه همهٔ کسانی را در بر می‌گیرد که از آنِ او هستند. مثل سوم (آیات ۴۲-۴۸) دربارهٔ خدمتکارانی است که به‌عنوان سرپرست خانه گمارده شده‌اند (مقایسه شود با لوقا ۱:۱۶). یکی خدمتکاری امین است (آیات ۴۳-۴۴)، و دیگری خدمتکاری بد (آیات ۴۵-۴۶).

وظیفهٔ مسیحیان این است که نانِ حیات را با دیگران قسمت کنند (آیه ۴۲؛ نیز یوحنا ۱۷:۲۱). آیات ۴۷-۴۹ از عدالت خدا سخن می‌گویند؛ داوری او با در نظر گرفتن وضعیت و شرایط هر انسان صورت می‌گیرد (مقایسه شود با متی ۱۴:۲۵-۳۰ و رومیان ۱۲:۲-۱۶). دشوارترین بخشِ بیدار ماندن این است که انسان انتظار داشته باشد این امر همین حالا رخ دهد؛ زیرا انتظار برای زمانی در آینده - مثلاً فردا - بسیار آسان‌تر است.

نه صلح، بلکه جدایی - لوقا ۴۹:۱۲-۵۳

«آتشِ» آیه ۴۹ از جمله بخش‌هایی است که برای مفسران دشوار بوده است. سه تفسیر متفاوت برای آن ارائه شده است:

۱. عیسی به داوری نهایی اشاره دارد (یوئیل ۱:۲-۳).

۲. عیسی به ریزش روح‌القدس اشاره می‌کند (مقایسه شود با لوقا ۱۶:۳).

۳. عیسی از رنج و مصیبت‌های خود سخن می‌گوید؛ گویی از «آتشی» که خود در آن قرار خواهد گرفت.

انتخاب میان این سه تفسیر آسان نیست؛ و چه‌بسا مقصود عیسی هر سه باشد. «تعمیدِ» عیسی (آیه ۵۰) به رنج و مرگ او اشاره دارد؛ آنچه می‌توان آن را «تعمید خون» در جلجتا نامید (مقایسه شود با مرقس ۳۸:۱۰).

مسیح، شاهزادهٔ صلح است (اشعیا ۵:۹). اما این صلح به معنای نبودِ تعارض میان انسان‌ها نیست، بلکه به صلح میان خدا و انسان اشاره دارد (افسسیان ۱۴:۲-۲۲). در نتیجه، حتی خانواده‌ها نیز دچار جدایی می‌شوند. تقسیم «دو در برابر سه» نشان می‌دهد که والدین (۲) و فرزندان (۳) در دو سوی متفاوت قرار می‌گیرند (نیز آیه ۵۳). عیسی جداکنندهٔ بزرگ است؛ و در داوری نهایی نیز چنین خواهد بود.

تشخیص زمان - لوقا ۵۴:۱۲-۵۹

پیش‌بینی هوا در فلسطین کار چندان دشواری نبود. بادهای غربی رطوبت را از دریای مدیترانه می‌آوردند و فصل بارندگی از اکتبر تا آوریل ادامه داشت. در فصل خشک - از مه تا سپتامبر - بادها از بیابان خشک عربستان می‌وزیدند. یهودیانِ زمان عیسی می‌توانستند نشانه‌های آسمان را بخوانند و تفسیر کنند، اما از درک طرح خدا ناتوان بودند. آنان امور قابل مشاهده را می‌دیدند، اما واقعیت خدا و تاریخ نجات از ایشان پوشیده مانده بود.

«زمان» در آیه ۵۶ (واژهٔ یونانی «کایروس») به لحظه‌ای سرنوشت‌ساز و کوتاه اشاره دارد، نه دوره‌ای طولانی. برای یهودیان، این لحظهٔ تعیین‌کننده زمانی فرا رسید که عیسی مسیح نزد آنان آمد. به‌همین‌گونه، برای ما نیز مهم‌ترین لحظه زمانی است که عیسی مسیح به ما نزدیک می‌شود. آیا همچون یهودیانِ زمان او روی برمی‌گردانیم، یا نجات‌دهنده را می‌پذیریم؟

در آیات ۵۸-۵۹ اصطلاحاتی دیده می‌شود که هم به حقوق یهودی و هم به حقوق رومی تعلق دارند. این نکته نیز نشان می‌دهد که نویسنده – لوقا - غیریهودی بود و با فرهنگ رومی آشنایی داشت. این آیات یادآور این حقیقت‌اند که زمانی فرا خواهد رسید که فرصت به پایان می‌رسد و هر انسان باید در برابر داور بایستد. آنگاه دیگر برای درک این واقعیت که توان پرداخت بدهی خود را ندارد، دیر خواهد بود. اگر در زمان حال، با عیسی مسیح روبه‌رو شویم، او نجات‌دهنده است؛ اما اگر این رویارویی به آینده موکول شود، با داور روبه‌رو خواهیم شد.

توجه کنیم که عیسی مسیح - حتی به‌گونه‌ای گذرا - بار دیگر از داوری در پایان زمان سخن می‌گوید. داوری نهایی را نمی‌توان از کتاب‌مقدس حذف کرد، مگر آنکه کل آن را از هم گسست.