مصلوب‌شدن

صلیب و مصلوبشدن عیسی در مرکز ایمان مسیحی قرار دارد. درباره مصلوبشدن، مطالب گوناگونی بهعنوان «اطلاعات زمینهای» نقل میشود. کدام بخش از این مطالب با منابع باستانی سازگار است؟

مصلوبشدن در کجا رخ داد و ما از کجا از آن آگاهیم؟

صلیب و مصلوب‌شدن عیسی در مرکز ایمان مسیحی قرار دارد. درباره مصلوب‌شدن، مطالب گوناگونی به‌عنوان «اطلاعات زمینه‌ای» نقل می‌شود. کدام بخش از این مطالب با منابع باستانی سازگار است؟ مصلوب‌شدن در کجا رخ داد و ما از کجا از آن آگاهیم؟

بسیاری از خوانندگان کتاب مقدس دوست دارند بدانند مصلوب‌کردن در روزگار باستان چگونه انجام می‌شد. گزارش‌های مربوط به مصلوب‌شدن در اناجیل، مفصل‌ترین روایت‌هایی هستند که در اختیار داریم. نویسندگان باستان تمایلی نداشتند این رویداد زننده و نفرت‌انگیز را توصیف کنند. بااین‌حال، اشاره‌ها و شواهد آن‌قدر فراوان است که در این موضوع بر زمینی استوار گام برداریم.

مصلوب‌کردن از طریق منابع نوشتاری در سراسر جهان مدیترانه شناخته شده است. کهن‌ترین منابع به ایران اشاره می‌کنند، اما این شیوۀ مؤثرِ اعدام به‌تدریج در همه‌جا گسترش یافت. هر قوم و ملتی برای بزرگ‌ترین و سنگین‌ترین مجرمان خود مجازاتی ویژه داشت، و این شیوه‌ها به‌نوعی از مصلوب‌کردن تأثیر پذیرفته بودند. ازاین‌رو، در سراسر جهان مدیترانه مردم را مصلوب می‌کردند؛ هرچند روش‌ها بسیار متفاوت بود و واژۀ «صلیب»، آن‌گونه که امروز می‌شناسیم، لزوماً توصیف دقیقی برای همۀ این شیوه‌ها نیست. بااین‌حال، رومیان برای همۀ این اشکال، از واژۀ «کروکس - crux» استفاده می‌کردند.

چه کسانی مصلوب می‌شدند؟

کسانی که مصلوب می‌شدند معمولاً مجرمان بزرگ، شورشیان یا مبارزان آزادی - یعنی آنچه رومیان «تروریست» می‌خواندند - و بردگان بودند. کشاورزی روم بر برده‌داری استوار بود و یک مزرعۀ بزرگ می‌توانست هزاران برده داشته باشد. ترس از شورش بردگان همواره وجود داشت، و برای جلوگیری از آن، مجازات‌های بسیار سختی به کار گرفته می‌شد.

هدف از همۀ مصلوب‌کردن‌ها این بود که دیگران از انجام آن کاری که فرد مصلوب انجام داده بود بترسند؛ یعنی جنایتی بسیار سنگین، شورش، و یا در مورد بردگان، فرار. کسی که بر صلیب آویخته می‌شد، منظره‌ای بود که قرار بود جوانان شرور را وادارد پیش از حمله به یک کاروان، بار دیگر فکر کنند. مصلوب‌کردن دست‌کم در هر جایی که رومیان حضور داشتند شناخته شده بود، زیرا مجازاتی رایج برای بردگان به شمار می‌رفت. در فلسطین نیز هشتصد فریسی بر صلیب میخکوب شدند، ازاین‌رو این شیوه در آنجا هم شناخته شده بود.

مصلوب‌کردن چگونه انجام می‌شد؟

برخی کتاب‌ها با جزئیات شرح می‌دهند که مصلوب‌کردن چگونه انجام می‌شد. اما بررسی دقیق‌تر نشان می‌دهد که این اطلاعات بر پایه‌ای بسیار سست استوارند. همۀ منابع باستانی نشان می‌دهند که مصلوب‌کردن می‌توانست به شیوه‌های گوناگون انجام شود. صلیب‌ها شکل‌های متفاوتی داشتند، شخص ممکن بود با سر رو به بالا یا رو به پایین میخکوب شود، و قربانیان، گاه در معرض انواع شکنجه‌های سادیستی قرار می‌گرفتند؛ چه با آتش و چه با دریده‌شدن به‌وسیله جانوران.

بااین‌حال، هنگامی که رومیان این کار را انجام می‌دادند، تقریباً همیشه چند عنصر تکرارشونده وجود داشت. رومیان شلاق‌زدن و مجازات مرگ را به‌هم پیوسته می‌دانستند. ازاین‌رو، کسانی که قرار بود مصلوب شوند، پیش از آن شلاق زده می‌شدند و نتیجه احتمالاً منظره‌ای هولناک بود. دلیل دیگر این کار این بود که، خون‌ریزی رنج را نیز کوتاه‌تر می‌کرد. در نهایت اینکه، هدف رومیان نمایش صحنه‌ای هراس‌انگیز بود.

بخشی از رویۀ رومیان این بود که محکوم، صلیب را از محل صدور حکم تا محل اعدام حمل کند. صلیب - یعنی تیر افقی - بر شانه‌های قربانی بسته می‌شد و جلاد او را وادار می‌کرد تا آن را تا مقصد حمل کند. در روم، برای بردگان، محل مشخصی برای اعدام وجود داشت و عبور دادن آنان از میان شهر، خود بخشی از مجازات به‌شمار می‌آمد.

در دیگر جزئیات، روایت‌ها با یکدیگر تفاوت دارند. فرد می‌توانست به صلیب بسته شود یا به آن میخکوب گردد، و حتی گاه مردگان نیز به صلیب میخکوب می‌شدند. در هر صورت، هدف هشدار دادن بود، و بخش اصلی این هشدار، بی‌حرمتی به جسد به‌شمار می‌آمد.

علت مرگ در مصلوب‌شدن

در مصلوب‌شدن، مرگ به چه علتی رخ می‌داد؟ از آنجا که افراد به شیوه‌های متفاوتی مصلوب می‌شدند، علت مرگ نیز یکسان نبود. ایست قلبی، خون‌ریزی، و شوک ناشی از درد؛ همه می‌توانستند از عوامل مرگ باشند. گاهی گفته می‌شود که فرد مصلوب‌شده روزهای زیادی بر صلیب زنده می‌ماند. من از منابع باستانی، موردی از این دست نمی‌شناسم، و هیچ‌یک از پزشکانی که با آنان گفت‌وگو کرده‌ام نیز چنین امکانی را محتمل ندانسته‌اند. شوک درد بسیار شدید است و پیامدهای مرگبار دارد. کاهش حجم خون، توان بدن را برای دفع دی‌اکسید کربن از میان می‌برد. کمک‌های اولیه در چنین وضعی شامل انتقال خون و مقدار زیادی مایعات می‌بود؛ زیرا فرد مصلوب‌شده به‌شدت تشنه می‌شد. مرگ همچنین می‌توانست با شکستن پاهای مصلوب‌شدگان تسریع شود؛ کاری که خون‌ریزی داخلی ایجاد می‌کرد، حجم خون را باز هم کاهش می‌داد و وضعیت آنان را به‌سرعت به فروپاشی می‌کشاند.

عیسی و صلیب

در مصلوب‌شدن عیسی، رخدادهای هولناک یکی پس از دیگری روی می‌دهد. پس از شکنجه روحی و تازیانه‌زدن، او را واداشتند تیر افقی صلیب خود را تا جلجتا بر دوش کشد. بعید است که رومیان به‌آسانی اجازه داده باشند او دست از کار بکشد؛ اما انسان حدی دارد که پس از آن، هیچ تهدید یا ضرب‌وشتمی او را وادار نمی‌کند که برخیزد و ادامه دهد. خداوند ما به ورای این حد رانده شد. آنگاه شَمعون قیروانی را واداشتند تا تنها باری را که خداوند ما دیگر نمی‌توانست به‌دوش بکشد، تا جلجتا حمل کند.

آن مُرّ (مترجم: همان مادّه تلخی که هنگامی که عیسی گفت «تشنه‌ام» به او عرضه شد)، که به عیسی تقدیم شد، صمغِ درختی کوچک و خاردار است. هنگامی که این صمغ با شراب آمیخته می‌شود، طعمی بسیار تلخ در دهان ایجاد می‌کند. برخی پژوهشگران گمان برده‌اند که شرابِ مُرّ به‌عنوان مُسکن درد به کار می‌رفته است، اما این نظر به‌سختی قابل دفاع است. کسی که مصلوب می‌شد، از تشنگی سوزان رنج می‌برد. شرابِ مُرّ از تربانتین (مترجم: صمغی تندبو و بسیار تلخ که از درختان کاج به‌دست می‌آید) نیز تلخ‌تر بود و از همین رو آن را برای کسانی که تحت شکنجه قرار داشتند فراهم می‌کردند.

مرگ برای عیسی مسیح زودتر از آن دو نفری فرا رسید که در کنار او مصلوب شده بودند، و در عین حال رحمت‌آمیزتر بود. ساق‌های آن دو را شکستند؛ اندکی بعد، کشاکش جان‌سپردن هر سه پایان یافت.

رومیان پس از مصلوب‌کردن، اجساد را به خاک نمی‌سپردند، بلکه آن‌ها را رها می‌کردند تا طعمه لاشخوران شوند. اما در مقابل یهودیان، با دقت به حکم شریعتِ موسی پایبند بودند (تثنیه ۲۱:‏۲۲–۲۳): کسانی که به‌سبب آویخته‌شدن بر دار به مرگ محکوم می‌شدند، باید همان روز پیش از غروب آفتاب دفن می‌گردیدند تا آنان که ملعونِ خدا شمرده می‌شدند، سرزمین مقدس را نجس نکنند. از همین رو، مسیح نیز پیش از غروب آفتاب از صلیب فرود آورده شد و در قبری نهاده شد. در آن هنگام، هیچ‌یک از نزدیکان او هنوز درک نمی‌کرد که در روز سوم، به قدرتِ ژرف‌ناپیمودنیِ خدا، همه‌چیز دگرگون خواهد شد و فدیه برای تمام جهان به کمال خواهد رسید تا به اقصای زمین رسانده شود.

هسته ایمان

پس از رستاخیز عیسی، خبرِ خوشِ کفاره برای گناهان در همه‌جا منتشر شد. بسیاری از شنوندگان، پیامِ پسرِ خدا که بر صلیب آویخته شده بود را بی‌معنا و غیرقابل پذیرش می‌دانستند. هرکس که حتی یک‌بار شاهد آن صحنه هولناک بود، می‌دانست با چه واقعیتی روبه‌روست. شنیدنِ سخن از مصلوب‌شدن آسان نبود و نه‌تنها الهام‌بخش دینداری شمرده نمی‌شد، بلکه برعکس، سخن از «مسیحِ مصلوب» برای شنوندگان مایه لغزش و رسوایی بود (اول قرنتیان ۲۳:۱).

در آغاز، برخی مسیحیان کوشیدند درباره مرگ ناخوشایندِ عیسی مسیح سکوت اختیار کنند. سخن‌گفتن از خداوندی که «برافراشته شد» تا مورد تمسخر و تحقیر قرار گیرد، دشوار بود (یوحنا ۱۴:۳–۱۵). حتی کسانی بودند که می‌گفتند عیسی تنها به‌ظاهر رنج کشید و در واقع در جسم خود حضور نداشت. چنین تحریف حقیقتی، از همان زمان، در رساله‌های یوحنا به‌صراحت رد می‌شود.

برخلاف این واکنش‌ها، شاگردان دقیقاً مرگِ عیسی بر صلیب را جوهره ایمان می‌دیدند. عیسی تا واپسین دم، مطیعِ اراده محبت‌آمیزِ خدا بود. درست همین «لغزش» و «رسوایی» است که هسته اصلی ایمان را شکل می‌دهد. متنِ یادشده در تثنیه می‌گوید هر کس که به‌وسیله اجرای حکم به مرگ سپرده شود، نزد خدا و مردم ملعون است:

«هرگاه مردی مرتکب جرمی شود که سزاوار مرگ باشد و کشته شود، و او را بر دار کشیده باشی، جسدش در طول شب بر دار نماند، بلکه او را همان روز به خاک بسپارید؛ زیرا آن که بر دار آویخته شود، ملعون خداست. پس سرزمینی را که یهوه خدایتان به شما به ملکیت می‌بخشد، نجس مسازید»
(تثنیه ۲۲:۲۱-۲۳).

این همان چیزی است که پولس بدان اشاره دارد: مسیح بر صلیب در جایگاهِ طردشدگان و زیر داوریِ لعنت قرار گرفت.

«مسیح به جای ما لعن شد و این‌گونه ما را از لعنت شریعت بازخرید کرد، زیرا نوشته شده که "هر که به دار آویخته شود ملعون است". او چنین کرد تا برکت ابراهیم در مسیحْ عیسی نصیب غیریهودیان گردد، و تا ما آن روح را که وعده داده شده بود، از راه ایمان دریافت کنیم»
(غلاطیان ۱۳:۳-۱۴).

بدین‌سان او مجازاتِ گناهان ما را بر خود گرفت. به این طریق، جای ما با او عوض شد:
- او غضبِ خدایی را که ما سزاوارش بودیم، بر دوش کشید.
- و ما محبتی را دریافت کردیم که عیسی سزاوار آن بود.

«به دیگر سخن، خدا در مسیح جهان را با خود آشتی می‌داد و گناهان مردم را به حسابشان نمی‌گذاشت، و پیام آشتی را به ما سپرد. پس سفیران مسیح هستیم، به گونه‌ای که خدا از زبان ما شما را به آشتی می‌خوانَد. ما از جانب مسیح از شما استدعا می‌کنیم که با خدا آشتی کنید. او کسی را که گناه را نشناخت، در راه ما گناه ساخت، تا ما در وی پارساییِ خدا شویم»
(دوم قرنتیان ۱۹:۵-۲۱).

«در مقام همکاران خدا، از شما استدعا داریم که فیض خدا را بیهوده نیافته باشید. زیرا خدا می‌گوید: "در زمان لطف خود، تو را اجابت کردم و در روز نجات، یاری‌ات دادم". هان، اکنون زمان لطف خداست؛ هان، امروز روز نجات است»
(دوم قرنتیان ۱:۶-۲).