کتاب مقدس درباره عطایای روحانی چه می‌آموزد؟

عطایای روحانی چیستند؟

عطیهٔ روحانی - که «کاریزما» نیز نامیده می‌شود - توانایی یا استعدادی فوق‌العاده است که از سوی روح‌القدس عطا می‌گردد. عطایای روحانی بسیارند؛ در کتاب مقدس نمونه‌های گوناگونی از آن‌ها می‌یابیم: عطیهٔ شفا، توانِ انتقالِ معرفت، سخن‌گفتن به زبان‌ها، نبوت، تعلیم، میل به خدمت به دیگران، توانِ هدایتِ کلیسا، رغبت به بخشش، میل به یاریِ فقیران، و نیز توانِ تشخیصِ این‌که چه هنگام روحِ خدا سخن می‌گوید و چه هنگام روحی دیگر، و امثال این‌ موارد (رومیان ۶:۱۲–۸؛ اول قرنتیان ۸:۱۲–۱۰؛ اول قرنتیان ۲۸:۱۲–۳۰؛ افسسیان ۱۱:۴؛ اول پطرس ۱۱:۴).

این‌ها نمونه‌هایی از عطایای روحانی‌اند. کتاب مقدس در پیِ ارائهٔ فهرستی جامع و کامل از آن‌ها نیست. می‌توان گفت هر استعدادی که شما را قادر می‌سازد در خدمتِ پادشاهیِ خدا باشید و کلیسای خدا را در انجامِ مأموریتش در این جهان یاری دهید، عطیه‌ای روحانی به‌شمار می‌آید.

برخی از عطایای روحانی را از همان آغاز، آنگاه که خالقِ ما، ما را آفرید و به استعدادهایی معیّن مجهز ساخت، دریافت کرده‌ایم. برای نمونه، استعدادِ موسیقایی یا توانِ رهبری و تعلیم از این دست است. هنگامی که این توانایی‌ها را در خدمتِ کلیسا به کار می‌گیرید، به‌درستی می‌توان آن‌ها را عطیه‌ای روحانی نامید. برخی دیگر از عطایا به استعدادهای طبیعی و موروثیِ ما مربوط نیستند. برای مثال، سخن‌گفتن به زبان‌ها از این گونه است؛ توانایی‌ای که ظاهری «معجزه‌آساتر» دارد و به‌واسطهٔ روح‌القدس عطا می‌شود. شما نیز عطیه‌ای روحانی دارید؛ چه‌بسا این عطیه توانایی‌ای کاملاً عادی و معمول به نظر برسد. اما هنگامی که مهارت‌های خود را در خدمتِ پادشاهیِ خدا به کار می‌گیرید، همان توانایی، عطیهٔ روحانیِ شماست.

در اول قرنتیان، باب ۱۲، دو اصطلاحِ یونانی به «عطایای روحانی» ترجمه شده‌اند: واژهٔ pneumatika (امورِ مربوط به روح) و واژهٔ charisma. واژهٔ charisma از ریشهٔ charis گرفته شده است که به‌معنای «فیض» است. همین واژه نکته‌ای اساسی دربارهٔ عطایای روحانی را روشن می‌سازد: این عطایا بر اساسِ استحقاق داده نمی‌شوند، زیرا در آن صورت مزد استحقاق می‌بودند؛ عطایای روحانی از سرِ فیض عطا می‌شوند. روح‌القدسِ خدا آنچه را که می‌خواهد به هر شخص می‌بخشد، و ما نمی‌دانیم چگونه و چرا عطایا را بدین‌گونه بین اشخاص تقسیم می‌کند.

«امّا همۀ اینها را همان یک روح به عمل می‌آورد و آنها را به ارادۀ خود تقسیم کرده، به هر کس می‌بخشد»
(اول قرنتیان ۱۱:۱۲).

از همین رو، مسیحیان نباید بر پایهٔ نوعِ عطایایی که دارند رتبه‌بندی شوند. پولس حتی می‌گوید که خدا اعضایی را که کم‌اهمیت‌تر به نظر می‌آیند، با جلالی بیشتر می‌پوشاند. آنان که عطیه‌ای به‌ظاهر برجسته یا چشمگیر دریافت نکرده‌اند، کمبود یا نقصی ندارند؛ زیرا به‌هرحال در کلیسا ضروری و جایگزین‌ناپذیرند (اول قرنتیان ۲۴:۱۲).

عطایای روحانی شرطِ ایمانِ حقیقی نیستند

ایمانِ حقیقی تنها آنجا نیست که عطایای روحانی حضور دارند؛ و تنها کسی که عطیه‌ای روحانی دارد، صاحبِ ایمانِ حقیقی نیست. انجیلِ عیسیِ مصلوب برای ایمانِ نجات‌بخش کافی است، و هیچ چیزِ دیگری لازم نیست؛ حتی عطایای روحانی.

این نکته باید به‌ویژه در آن کلیساهایی برجسته شود که عطایای روحانیِ به‌ظاهر «معجزه‌آسا» در آن‌ها فراوان است. در چنین شرایطی، گاه این تصور پدید می‌آید که همه باید چنین عطایایی داشته باشند. از سوی دیگر، همواره کسانی در کلیسا هستند که چون عطیه‌ای در خود نمی‌بینند، احساس می‌کنند کمتر از دیگران‌اند. در این‌جا باید حقیقتی اساسی را به‌روشنی دانست: حتی اگر هیچ عطیهٔ روحانی‌ای نداشته باشید، و حتی اگر هیچ شناختی از عطایای روحانی نداشته باشید، باز هم می‌توانید به عیسی مسیح ایمان داشته باشید. ایمان به خداوندِ مصلوب، برای شما کافی است؛ در این ایمان، هرآنچه برای زیستن به‌عنوان فرزندِ خدا و رسیدن به حیاتِ جاودان لازم است، به شما عطا شده است.

برخی واعظان تعلیم می‌دهند که دو نوع مسیحی وجود دارد: گروهی که روح‌القدس را دارند و نشانهٔ این امر را در داشتنِ عطیه‌ای روحانی می‌بینند -که معمولاً آن را سخن‌گفتن به زبان‌ها می‌دانند. در برابرِ آنان، مسیحیانی قرار داده می‌شوند که هنوز روح‌القدس را دریافت نکرده‌اند و باید بکوشند تا به مرحله‌ای برسند که آنان نیز روحِ خدا را دریافت کنند. ما چنین تعلیمی را رد می‌کنیم، زیرا کتاب مقدس هیچ‌چیز حتی شبیهِ این را تعلیم نمی‌دهد.

همهٔ فرزندانِ خدا روح‌القدس را دارند. نشانهٔ دریافتِ روحِ خدا این است که انسان به عیسی مسیح ایمان دارد؛ زیرا هیچ‌کس بدونِ روح‌القدس نمی‌تواند به او ایمان بیاورد. اما «پرشدن از روح»، آن‌گونه که کتاب مقدس از آن سخن می‌گوید، به این معناست که روحِ خدا - که در ما ساکن است - هرچه بیشتر در دل‌های ما جای می‌گیرد و عمل می‌کند. این همان چیزی است که از خدا می‌طلبیم تا در ما تحقق یابد.

زیستن به‌عنوان فرزندِ خدا بیش از آنکه به قدرت و معجزات مربوط باشد، به برداشتنِ صلیبی مربوط است که خدا به هر یک از ما سپرده است. حملِ صلیب یعنی ضعف، بیماری، مشکلات، خوار شمرده‌شدن، یا حتی تحقق نیافتنِ معجزه‌ای که در انتظارش بودیم؛ و آنان که زندگی‌شان چنین است، به‌هیچ‌روی فرزندانِ کم‌ارج‌تری نزد خدا نیستند. بر پایهٔ کلامِ خدا، درست چنین کسانی هستند که به‌گونه‌ای خاص نزدِ او عزیزند.

عطایای روحانی تضمینی برای ایمانِ حقیقی نیستند

حتی در جاهایی که اعتقادی به خدای تثلیث - پدر، پسر و روح‌القدس - یافت نمی‌شود یا مورد انکار قرار می‌گیرد، باز هم ممکن است کسانی به زبان‌ها سخن بگویند یا بیماران شفا یابند. حتی شیطان نیز می‌تواند معجزه کند؛ او درست در همان‌جایی بیشترین فریب را می‌آفریند که اعمالش بیشترین شباهت را به اعمال خدا دارد.

گاه خداوند به‌طرزی شگفت عمل می‌کند: ممکن است به کلیساهایی عطایای روحانی ببخشد که در برخی امور، برخلاف کلامِ او تعلیم می‌دهند و زندگی می‌کنند؛ کلیسای قرنتس نمونه‌ای از این وضعیت بود. پولس این کلیسا را به‌سبب برخورداری از عطایای روحانیِ گوناگون می‌ستاید و نمی‌گوید که این عطایا از سوی خدا نیستند؛ و بااین‌همه، ناچار است با ناسازگاری‌های فراوان با کلامِ خدا در میان آنان روبه‌رو شود و هشدار دهد که اگر کلیسا در این امور توبه نکند، آنگاه که خداوند می‌آید، محکوم خواهد شد.

حضورِ عطایای روحانی نباید ما را به این خطا بیندازد که هرجا از عطایای روحانی استفاده می‌شود، همه‌چیز درست و نیکوست. عطایای روحانی نشانهٔ آن نیستند که خدا چیزی را پذیرفته است که درعین‌حال بر ضدِّ کتاب مقدس است. ازاین‌رو، برای نمونه، وجودِ عطایای روحانی نباید ما را به همکاری با کسانی سوق دهد که تعلیم می‌دهند باید کسانی را که در نوزادی تعمید یافته‌اند، دوباره تعمید داد. ممکن است آنان عطایایی از سوی خدا داشته باشند، اما دربارهٔ تعمید برخلاف کلامِ خدا تعلیم دهند. کلامِ خدا ما را نیز هشدار می‌دهد: اگر عطایای روحانی چشمانِ ما را کور کنند و ما را به جایی برسانند که برخلاف کلامِ خدا تعلیم دهیم و عمل کنیم، محکوم خواهیم شد.

برای عطایای روحانی دعا کنید و از آن‌ها استفاده نمایید

کتاب‌ مقدس ما را فرا می‌خواند که در پیِ عطایای روحانی باشیم. کتاب مقدس حقیقتی ساده را بیان می‌کند: "آنان که درخواست می‌کنند، دریافت می‌نمایند"؛ و آنان که درخواست نمی‌کنند، بی‌بهره می‌مانند. طلب‌کردن به معنای فشار آوردن نیست - نه فشار آوردن بر خدا و نه بر انسانِ دیگر؛ بلکه دعایی فروتنانه است.

آیا ما در پیِ عطایای روحانی بوده‌ایم؟ از این پس، چرا نتوانیم در یک گردهمایی کلیسایی با صدای بلند دعا کنیم و از خدا بخواهیم عطایای روحانی‌ای را که کلیسای ما به آن‌ها نیاز دارد، به ما عطا فرماید؟ دعا همچنین راهِ به‌کارگیریِ عطایای روحانی را می‌گشاید. خردمندانه است که از خدا بخواهیم آنچه را که خود می‌داند به آن نیاز داریم، به ما عطا کند؛ چه‌بسا آنچه او عطا می‌کند، با آنچه ما در ذهن داریم متفاوت باشد. کتاب مقدس پنهان‌کردنِ عطایای روحانی را منع می‌کند. پس عطیهٔ خود را به کار گیرید؛ حتی اگر عطیهٔ شما چنان باشد که از آن احساسِ شرم کنید یا دیگران آن را ارج ننهند. خدا هیچ عطیه‌ای را بیهوده عطا نکرده است؛ قطعا جماعت به آن نیاز دارند.

صلیبِ عیسی مسیح را در مرکزِ ایمانِ خود نگاه دارید

کانونِ ایمانِ ما آن چیزی است که عیسی مسیح بر صلیب برای ما به انجام رساند. بیاموزیم که تنها بر همین حقیقت تکیه کنیم؛ نه بر آنچه خود هستیم، و نه بر آنچه می‌پنداریم خدا در ما پدید آورده است. تکیه‌گاهِ ایمان نه تجربه‌های ماست، نه عطایای روحانی‌ای که دریافت کرده‌ایم، و نه شیوهٔ به‌کارگیریِ آن‌ها. این آموختن آسان نیست، و درست از همین روست که ایمانِ مسیحی همواره نیازمندِ تعلیم و تمرین است.

صلیبِ عیسی تنها بنیادِ پایدار است. حتی در روزهایی که هیچ چیزِ نیکی در خود نمی‌بینید، یا زمانی که آن عطیهٔ روحانی نیز کمرنگ شده یا به‌کلی خاموش گشته است، صلیب همچنان برپاست؛ و درست در همان روزها نیز، صلیبِ عیسی همهٔ آنچه را برای نجاتِ شما و برای زیستن به‌عنوان فرزندِ خدا نیاز دارید، در خود دارد. اگر ایمانِ ما بر چیزی جز این بنا شود، بنیادِ آن فرو خواهد ریخت؛ و این فروپاشی گاه به‌طرزی شگفت‌آور سریع رخ می‌دهد.

اگر عطیه‌ای روحانی مسیرِ زندگیِ ایمانی را چنان هدایت کند که چیزی جز صلیبِ عیسی به مهم‌ترین امر بدل شود، آن عطیه به‌درستی به کار گرفته نشده است. بااین‌حال، این نیز حقیقت دارد که برای بسیاری، دقیقاً همین عطیهٔ روحانی سببِ تازه‌شدنِ رابطه‌شان با عیسی مسیح شده و صلیبِ او را برایشان عزیزتر ساخته است.

محبتِ خدا از طریقِ عطایای روحانی آشکار می‌شود

پولس در رسالهٔ اول قرنتیان تعلیم می‌دهد که عطایای روحانی تنها آنگاه ارزشمندند که محبت از طریقِ آن‌ها ظاهر شود - همان محبتی که عیسی نیز با آن ما را محبت کرد. اگر به‌کارگیریِ عطیه‌ای روحانی به تحقیرِ دیگران، دنبال‌کردنِ منافعِ شخصی و بی‌اعتنایی به دیگران بیانجامد، به‌گفتهٔ پولس، چیزی جز صدایی توخالی نیست: "شنیده می‌شود، اما ثمری ندارد، و حتی آزاردهنده است".

پس بنگرید: آیا عطیهٔ شما، شما را هرچه بیشتر و تنها بر صلیبِ عیسی مسیح استوار می‌سازد؟ آیا با عطیهٔ خود دیگران را به‌سوی خداوندِ مصلوب راهنمایی می‌کنید؟ آیا با عطیهٔ خود محبت می‌ورزید؟ آیا آن را برای خیرِ دیگران به کار می‌گیرید؟ اگر تاکنون عطیهٔ خود را چنین به کار نبرده‌اید، توبه کنید؛ اما عطیهٔ خود را پنهان نسازید. از این پس، از خدا بخواهید تا توان و فروتنیِ محبت‌ورزیدن با عطیه‌تان و جلال‌دادنِ صلیبِ عیسی را به شما عطا کند.

حتی با عطیه‌ای کوچک و ملموس نیز می‌توان محبت ورزید و معنای کارِ عیسی مسیح بر صلیب را جلال داد؛ و آنگاه همان عطیه، ارزشمندترین عطیه است. در مقابل، عطیه‌ای چشمگیر نیز می‌تواند برای مقاصدِ خودخواهانه به کار رود و در آن صورت، هیچ ارزشی نداشته باشد. عطیه‌ای که با فروتنی به کار گرفته شود، کلیسا را بیش از هر چیز بنا می‌کند؛ و غرور و برتری‌جویی، کلیسا را مؤثرتر از هر چیز دیگری تضعیف می‌نماید.

کتاب مقدس و عطایای فیض

خدا از طریقِ عطایای روحانی سخنی برخلافِ آنچه در کتاب مقدس گفته است، نمی‌گوید. نبوت نمی‌تواند بر کلامِ مکتوبِ خدا چیره شود؛ اگر و هرگاه نبوت‌هایی پدید آید که با کتاب مقدس در تضاد باشند، آن‌ها از سوی خدا نیستند. حتی ممکن است شخصی ایماندار، یا واعظی که عادت کرده‌ایم او را معلمی قابل‌اعتماد بدانیم، چنین نبوتی را اعلام کند. بدین‌سان است که گناه در ما آشکار می‌شود. هرکس بر پایهٔ چنین نبوت‌هایی مردم را به ایمان‌آوردن یا عمل‌کردن برخلافِ کتاب‌ مقدس فرابخواند، انسان را در جایگاهِ خدا می‌نشاند و در خطری بزرگ در انحراف از راهِ ملکوت آسمان قرار می‌گیرد.

روح‌القدس درست بر طبق کلامِ کتاب ‌مقدس عمل می‌کند. ازاین‌رو، عطایای روحانی‌ای که از روحِ خدا سرچشمه می‌گیرند، ما را هرچه استوارتر به کلامِ خدا پیوند می‌دهند. این پرسش - آیا یک عطیهٔ روحانی، کتاب مقدس را برای ما عزیزتر می‌سازد؟ - در حقیقت شاخصی نیکوست برای تشخیصِ اینکه آیا آن عطیه از سوی خداست یا خیر، و نیز اینکه آیا به‌درستی به‌کار گرفته می‌شود یا خیر.

بسیاری می‌گویند عطیهٔ روحانی، اشتیاقی تازه برای خواندنِ کتاب‌ مقدس و نیرویی برای عمل‌کردن به آن در ایشان پدید آورده است. اما گاه زندگیِ کسی نشان می‌دهد که آن عطیه او را از کلامِ خدا دورتر می‌سازد. چنین عطیه‌ای نمی‌تواند از سوی خدا باشد؛ و یا به بیانی دیگر، آن عطیه‌ای که خدا عطا کرده، نمی‌تواند برخلافِ قصدِ او به کار گرفته می‌شود.

ما با یکدیگر متفاوتیم

عطایای روحانی می‌توانند برخی را به کلیسا جذب کنند، و برخی دیگر را برانند. دوستی داشتم که به‌طور اتفاقی در مجلسی حضور یافته بود که در آن به زبان‌ها سخن گفته می‌شد و نبوت‌ها اعلام می‌گردید. او پس از مشاهده آن گفت: «اگر ایمان به عیسی چنین است، من هیچ کاری با ایمان ندارم». پولس نیز از این امکان آگاه است، و به‌همین دلیل سفارش می‌کند که عطایا با حکمت به کار گرفته شوند؛ ما نباید کسی را از عیسی مسیح دور کنیم. ازاین‌رو، برخی عطایا باید با احتیاط به کار روند و گاه حتی نباید به کار گرفته شوند؛ و پیش از هر چیز، لازم است دربارهٔ عطایای روحانی سخن گفته شود و تعلیم داده شوند - تا برای مردم آشنا شوند و موجب هراس نگردند - و تنها پس از تعلیم است که می‌توان آن‌ها را به کار بست.

ما با یکدیگر متفاوتیم، یکی نگرشی عاطفی و پرشور به ایمان دارد و در زندگی دینی در پیِ تجربه‌هاست؛ دیگری مسائلِ ایمان را بیشتر با سنجشِ عقلانی می‌سنجد و چندان نیازی به تجربه‌های احساسی احساس نمی‌کند. خدا در هر یک از ما شخصیتی یگانه آفریده است. پیشینه‌ها و مراحلِ ما در مسیرِ ایمانی یکسان نیست، و همین تفاوت‌ها بر نگاهِ ما به عطایای روحانی اثر می‌گذارد. باید برای این تنوعِ تجربه‌های انسانی جایی بگذاریم؛ کلامِ خدا نیز چنین تنوعی را برمی‌تابد. بااین‌همه، هرکس - در هر جایگاهی که هست - باید ایمان بیاورد و عمل کند، نه بر پایهٔ احساس یا سلیقهٔ شخصی، بلکه مطابقِ کلامِ خداوند.