رساله به رومیان ۱۵ - طرحی جسورانه

نامه به رومیان


الگوی مسیح - رومیان ۱:۱۵–۶

پولس بحثی را که در فصل پیش آغاز کرده بود ادامه می‌دهد: مسیحیان مسئول مراقبت از یکدیگرند. او پیشتر نشان داد که اگر آزادی روحانیِ مسیحی به سنگ لغزش برای دیگری بدل شود، باید حتی از آن آزادی نیز صرف‌نظر کرد. «قویان» باید آن‌قدر استوار باشند که همواره مقید به اراده و نظر خود نمانند، بلکه بتوانند - در چهارچوب حدود کتاب‌مقدسی - رفتار خویش را مطابق نیازهای «ضعیفان» تنظیم کنند. خودِ پولس نیز چنین زیست؛ برای یونانیان چون یونانی و برای یهودیان چون یهودی شد.

اما اکنون پولس دلیل حتی مهم‌تری را مطرح می‌کند: نمونه‌ای که خودِ مسیح ارائه داده است، ما را به چنین رفتاری ملزم می‌سازد. عیسی مسیح جلال آسمان را ترک گفت و انسان شد (ر.ک. فیلیپیان ۵:۲–۱۱). او گناهان ما را بر خود گرفت و به‌خاطر ما تن به تمسخر و شکنجه سپرد. او خود نیازی به صلیب جلجتا و کفاره‌ای که آن به ارمغان آورد نداشت، اما این را انجام داد تا برای ما، یعنی برای قوم خدا، و برای گناهان ما کفاره فراهم آورد.

بنابراین، هر مسیحی باید آماده باشد که از دیدگاه‌ها و عادات معمولِ خود دست بکشد، اگر این‌ها بتوانند به مسیحی دیگری آسیب برسانند یا مانعی برای مسیحی‌شدنِ کسی شوند. بااین‌حال، یک محدودیت وجود دارد که از همه مهم‌تر است: نباید بر ضد کتاب ‌مقدس عمل کرد. کتاب ‌مقدس مکاشفه خداست و انحراف از آن مجاز نیست. استدلال پولس از جنبه‌ای دیگر نیز اهمیت دارد: ما توان انجام نیکویی را تنها از خدا دریافت می‌کنیم. آن‌گونه که اصلاح‌گر دینی، مارتین لوتر، گفته است: "اعمال نیک، انسان نیکو نمی‌سازند، بلکه انسان نیکو است که اعمال نیک انجام می‌دهد". نیروی اعمال نیک تنها از محبت مسیح سرچشمه می‌گیرد؛ هنگامی که می‌بینیم خدا تا چه اندازه جهان را محبت کرده است، ما نیز می‌خواهیم همان محبت را به همسایه خود نشان دهیم. ازاین‌رو، مسئله تقلید یا کپی‌کردنِ مسیح نیست، بلکه هم‌شکل‌شدن با نگرش او نسبت به همسایه است.

آینده‌ای مشترک - رومیان ۷:۱۵–۱۳

پولس نگران آینده مسیحیانی است که از بت‌پرستی و یهودیت به عیسی مسیح ایمان آورده‌اند: آیا مشارکت میان این دو گروه پایدار خواهد ماند، یا آن‌ها به کلیساهایی جدا از یکدیگر تقسیم خواهند شد؟ (ر.ک. رومیان ۳۰:۱۵–۳۲)

پولس جماعتِ عمدتاً یهودیِ روم را به سه نکته اساسی یادآوری می‌کند:

۱. انجیل از میان یهودیان برخاست.

۲. حتی در عهد عتیق نیز پیشگویی شده بود که وعده‌های خدا شامل غیر یهودیان نیز خواهد شد.

۳. هم مسیحیانِ غیر یهودی و هم مسیحیانِ یهودی، امیدی مشترک به آینده دارند.

پولس از چهار متن از عهد عتیق استفاده می‌کند که به‌گونه‌ای برگزیده شده‌اند تا هر سه بخشِ کتاب‌عبریِ عهد عتیق را دربر بگیرند:

• شریعت (تثنیه ۴۳:۳۲، و آیه ۱۰)،

• انبیا (دوم سموئیل ۵۰:۲۲؛ اشعیا ۱:۱۱ و ۱۰، آیات ۹ و ۱۳)،

• مکتوبات (مزامیر ۱:۱۱۷).

حتی امروز نیز نیکو است که درنگ کنیم و به این حقیقت بیاندیشیم که همه مسیحیان آینده‌ای مشترک دارند. گاه چنین به نظر می‌رسد که برخی کلیساها و گروه‌های مسیحی که با یکدیگر در ستیزند، حتی گویی در یک ملکوت آسمان هم جای نمی‌گیرند.

برنامه‌های آینده - رومیان ۱۴:۱۵–۲۴

پولس در آیه 14 آغاز می‌کند به آشکار ساختن دلایلی که به‌خاطر آن‌ها این رساله را برای مسیحیانِ روم نوشت. اصلِ راهنمای پولس این بود که همچون بنیان‌گذارِ شالوده کلیسای مسیح عمل کند؛ او می‌کوشید تنها در جاهایی خدمت کند که هنوز دیگران انجیل را در آن‌ها موعظه نکرده بودند. پولس هرگز نمی‌پنداشت که سراسر بخش شرقیِ دریای مدیترانه را بشارت داده باشد، اما چنین می‌دید که سهم خود را به انجام رسانده است: در شهرهای بزرگ کلیساهایی پدید آمده بودند و این کلیساها خود مسئول رساندن انجیل به نواحی پیرامونشان بودند.

پولس از خدمت خود به‌عنوان خدمتی «کاهنانه» سخن می‌گوید. اندیشه زیربنایی در اینجا، مفهوم کاهنی است که قربانی تقدیم می‌کند. بااین‌حال، پولس حیوانات را قربانی نکرد، بلکه امت‌های غیر یهودی را به خدا تقدیم نمود، و آنان ملک خدا شدند. زیرا قربانی چیزی بود که به خدا تعلق داشت و در عملِ قربانی‌کردن، به خدا «بازگردانده می‌شد».

پولس خادم خدا بوده است؛ ازاین‌رو نمی‌خواست بر اساس اقتدار خود سخن بگوید، بلکه می‌خواست تنها آنچه را که «صاحبِ خدمت» او، یعنی خدا، می‌خواسته است بیان کند. همچنین نمی‌خواهد به کارِ خود فخر بورزد، بلکه تنها به آنچه خدا به‌واسطهٔ او انجام داده است.

بااین‌حال، پولس قصد ندارد به روم برود تا کلیسایی بنا کند؛ بلکه به مسیحیانِ روم نامه نوشته است تا برای سفرِ برنامه‌ریزی‌شده‌اش به اسپانیا از پشتیبانیِ ایشان برخوردار شود. دلیلِ دیگرِ نگارشِ این رساله، ظاهراً این نگرانی بوده است که از اورشلیم پیام‌هایی بر ضد پولس به روم فرستاده شود و در نتیجه، مسیحیانِ روم از او استقبال نکنند. ازاین‌رو، پولس می‌خواهد از پیش روشن سازد که انجیلِ او چیست، تا مسیحیانِ روم ناچار نباشند بر اطلاعاتِ دستِ‌دوم تکیه کنند. او همان انجیلی را که در همه‌جا موعظه کرده بود، به مسیحیانِ روم عرضه می‌کند.

از کتاب اعمال رسولان درمی‌یابیم که کلیسای روم، پولس و انجیلی را که او موعظه می‌کرد پذیرفت (اعمال رسولان 15:28). اینکه آیا پولس هرگز به اسپانیا رسید یا نه، روشن نیست. سنتِ نخستینِ مسیحی (اولین نامه کلمنت، 7:5) می‌گوید که پولس از زندان آزاد شد و به غرب سفر کرد، اما این امر قطعی نیست.

یاری به فقیرانِ اورشلیم - رومیان ۲۵:۱۵–۳۳

پولس بارها قصد داشته است به روم برود (آیه ۲۲)، اما همواره موانعی در راه بوده است. این بار نیز نمی‌تواند وعده‌ای قطعی بدهد، زیرا پیش از سفر به روم باید به اورشلیم برود تا کمک‌هایی را که جماعت‌های غیر یهودی برای فقیرانِ اورشلیم گرد آورده‌اند، به آنان برساند. پولس می‌داند که این سفر بسیار خطرناک است، زیرا در آنجا دشمنان بسیاری دارد، هم از میان یهودیان و هم از میان مسیحیان. بااین‌همه، پولس نمی‌خواهد از این سفر چشم بپوشد، زیرا از دیدگاه او، این اقدام نشانه‌ای است از اینکه کلیساهای غیر یهودیِ مسیحی که خود او بنیان نهاده است، خواهان حفظ وحدت کلیساها هستند؛ آنان می‌خواهند به همان کلیسایی تعلق داشته باشند که مسیحیانِ برخاسته از یهودیت به آن تعلق دارند. ازاین‌رو، هدیه‌ای که پولس به اورشلیم می‌برد، صرفاً کمک مالی نیست، بلکه نشانه‌ای از وحدت است.

در نشست آنان (اعمال رسولان ۱۵)، رسولان درباره ختنه غیر یهودیان گفت‌وگو کردند و نتیجه این بود که غیر یهودیان لازم نیست تمام شریعت عهد عتیق را نگاه دارند، بلکه وظیفه آنان این است که به فقیرانِ کلیسای اورشلیم یاری رسانند و بدین‌سان، اورشلیم و سنت یهودی را به‌عنوان خاستگاه تاریخیِ انجیل به‌رسمیت بشناسند (غلاطیان ۱۰:۲).

لوقا در اعمال رسولان می‌گوید که پیش‌بینی‌های پولس تحقق یافت: او در اورشلیم زندانی شد. بااین‌حال، از سوی دیگر، امور به‌خوبی نیز پیش رفت، زیرا کمک‌های گردآوری‌شده از سوی مسیحیانِ غیر یهودی پذیرفته شد؛ و این بدان معنا بود که مسیحیانِ یهودی نیز خواهان پاسداشتِ وحدتِ کلیساها بودند. در نهایت، پولس نیز به روم رسید، هرچند به‌عنوان یک زندانی.

تصمیمِ نشستِ رسولان در میان گروه‌های مختلف به‌گونه‌های متفاوتی تفسیر شد (نگاه کنید به مشکلاتِ پیش‌آمده در غلاطیه و قرنتس؛ غلاطیان و دوم قرنتیان)، اما رهبریِ کلیسای اورشلیم انجیلِ موعظه‌شده به‌دستِ پولس را پذیرفت (اعمال رسولان ۱۸:۲۱–۲۶). مخالفانِ پولس، یعنی یهودی‌گرایان، در اقلیت باقی ماندند. بدین‌سان، کلیسای مسیحی و ایمان مسیحی استقلالِ خود را حفظ کرد و در یهودیت ادغام نشد. زیرا مخالفانِ پولس خواهان آن بودند که مسیحیانِ غیر یهودی نیز تمامی احکامِ یهودی را به‌طور کامل رعایت کنند. اگر مخالفانِ پولس پیروز می‌شدند، کلیسای مسیحی چیزی بیش از یک فرقه در درون یهودیت نمی‌بود.