راهنمای مطالعهٔ رساله به افسسیان
مقدمه و پیشزمینهای بر رساله به افسسیان
افسس مرکز کار بشارتی پولس در ایالت آسیا، که اکنون در غرب ترکیه قرار دارد، بود. پولس نخستینبار در دومین سفر بشارتی خود از این شهر دیدار کرد، در حالیکه پریسکیلا و آکیلا او را همراهی میکردند؛ آنان در شهر باقی ماندند تا کار را ادامه دهند، در حالیکه پولس به سفر خود بهسوی اورشلیم ادامه میداد (اعمال رسولان ۱۸:۱۸-۲۲). در سومین سفر بشارتی خود، پولس حدود سه سال در این شهر اقامت داشت (اعمال رسولان ۱۰:۱۹).
شگفتآور است که رساله به افسسیان هیچ سلام و درودی به مسیحیان افسُس، که پولس بیگمان آنان را بسیار خوب میشناخت، در بر ندارد. افزون بر این، در این رساله سه بخش وجود دارد که این برداشت را پدید میآورد که نویسنده و گیرندگان رساله، تنها از طریق شنیدهها یکدیگر را میشناسند (افسسیان ۱۵:۱، ۲:۳، ۲۱:۴). خواننده این احساس را بهدست میآورد که پولس نه به جماعتی آشنا، بلکه به گروهی ناشناخته از مسیحیان مینویسد. آیا ممکن است این رساله به کلیسای افسُس نوشته شده باشد؟ ظاهراً چنین نیست.
نظریه رسالهای گردشی؟
چندین نظریه دربارهٔ پیشزمینهٔ این رساله مطرح شده است. سادهترین توضیح این خواهد بود که پولس واقعاً به افسُس نوشته است، اما پیام خود را بر کسانی متمرکز ساخته است که پس از رفتن او مسیحی شده بودند. اما چرا پولس باید در این رساله چنین کاری انجام دهد، در حالیکه در هیچیک از دیگر رسالههای خود چنین نمیکند؟
مارکیون، یکی از مخالفان بدعتگذار کلیسای اولیه، بر این باور بود که رساله به افسسیان در واقع همان رسالهٔ گمشده به لائودیکیه است (مقایسه کنید با کولسیان ۱۶:۴). کلیسای لائودیکیه نیز برای پولس «ناآشنا» بود. با این حال، این پرسش مطرح شده است که چرا پولس میبایست بخواهد این دو کلیسا دو رساله تا این اندازه مشابه را با یکدیگر مبادله کنند. برخی از مسیحیان همواره پذیرش این امر را که بخشی از نوشتههای پولس از میان رفته باشد دشوار یافتهاند، اما واقعیت همین است؛ چراکه در نهایت، تنها رسالهٔ دوم و چهارم به قرنتیان به دست ما رسیدهاند. هیچ نسخهٔ خطی از رسالهٔ افسسیان، لائودیکیه را بهعنوان گیرندهٔ نامه ذکر نمیکند، از اینرو این نظریه باید رد شود.
رایجترین توضیح احتمالاً همان است که درست مینماید، یعنی اینکه رساله به افسسیان نه نامهای خطاب به یک کلیسا، بلکه نوشتهای است که بهعنوان نامهای گردشی برای چندین کلیسا در نظر گرفته شده است (مقایسه کنید با رساله به غلاطیان). در واقع، برخی از نسخههای خطی اولیه بهطور کامل اشاره به گیرندگان را در آیهٔ ۱:۱ حذف کردهاند. همچنین، این واقعیت که پولس در این رساله به هیچ مشکل یا جدال خاصی اشاره نمیکند، نشان میدهد که این نامه میتواند ماهیتی گردشی داشته باشد. برخی بر این باورند که این نوشته یک موعظه است، اما در این صورت، اشاره به تیخیکوس در آیات ۲۱:۶-۲۲ مسئلهساز خواهد بود.
وصیتنامهٔ روحانیِ پولس
اسقف بو گیرتس این رساله را «دعایی تأملی» توصیف میکند (مترجم: Bo Giertz یک الهیدان و اسقف لوتری سوئدی "قرن بیستم" بود و در ادبیات الهیاتی لوتری بسیار شناختهشده است). این رساله از نظر سبک با دیگر رسالههای پولسی تفاوت دارد. برخی حتی آن را وصیتنامهٔ روحانیِ پولس دانستهاند.
پیام اصلی این رساله، اهمیت کلیسا است. یک مسیحی تنها فرزند خدا نیست، بلکه عضوی از خانوادهٔ خدا - یعنی کلیسا - نیز هست. زمانهٔ ما بر فردگرایی تأکید میکند؛ ما اغلب از «تصور من از خدا» و مانند آن سخن میگوییم. اما در کتابمقدس، ایمان در مشارکت ایمانداران زاده میشود و همواره در همان مشارکت زیست میکند.
این رساله احتمالاً در دوران اسارت رومی نوشته شده است (مقایسه کنید با افسسیان ۱:۳، ۱:۴، ۲۰:۶)، بنابراین زمان نگارش آن به اوایل دههٔ ۶۰ میلادی بازمیگردد.