راهنمای مطالعهٔ رساله به افسسیان، فصل ۱ – رستگاری

اَفِسسیان


تحیّت و درود رسولانه - افسسیان ۱:۱-۲

درود آغازین تقریباً همانند درود و تحیّت در رساله به کولسیان است. با این حال، به این افزوده توجه کنید: «و فیض خداوند عیسی مسیح» (آیه ۲).

در رساله به کولسیان، تیموتائوس به‌عنوان فرستندهٔ دوم ذکر شده است، در حالی‌که در رساله به افسسیان، پولس تنها فرستنده است (همان‌گونه که در رساله به رومیان، غلاطیان، اول و دوم تیموتائوس، و تیتوس نیز چنین است).

در خصوص عبارت «عیسی مسیح»، شایان توجه است که «مسیح» در اصل یک نام خاص نبوده، بلکه به‌معنای «مسح‌شده» است؛ در عبری «ماشیح» و در یونانی «کریستوس». بنابراین، «خداوند عیسی مسیح» را می‌توان چنین «ترجمه» کرد:
• خداوند = خدا
• عیسی = نام
• مسیح = مسح‌شده

پولس برای خوانندگان خود از جانب خدا فیض و سلامتی آرزو می‌کند (آیه ۲). صلح با خدا تنها در جایی ممکن است که آمرزش گناهان وجود داشته باشد. بدون کفاره برای گناهان، هیچ امیدی برای صلح با خدا وجود نخواهد داشت.

برکات روحانی در مسیح - افسسیان ۳:۱–۱۴

رساله به افسسیان را می‌توان - همانند دیگر رساله‌های پولس - به دو بخش اصلی تقسیم کرد:
۱. بخشی که به تعلیم آموزه‌های مسیحی می‌پردازد (۳:۱ – ۲۱:۳)
۲. بخشی که شامل اندرزها برای زندگی مسیحی است (۱:۴ – ۲۰:۶)
افزون بر این، یک سلامِ آغازین (۱:۱–۲) و یک سلامِ پایانی (۲۱:۶–۲۴) نیز در این رساله وجود دارد.

بخشی که به تعلیم آموزه‌های مسیحی می‌پردازد، با شکرگزاری و ستایش آغاز می‌شود، که در عین حال تعلیمی دربارهٔ برکات خدا نیز به‌شمار می‌آید (افسسیان ۳:۱–۱۴). این بخش در متن یونانی یک جملهٔ واحد است و ترجمهٔ تحت‌اللفظی آن امکان‌پذیر نیست. این احتمال وجود دارد که پولس در اینجا متنی لیتورژیک از زمان خود را نقل می‌کند. (مترجم: «لیتورژیک» به متونی یا عباراتی گفته می‌شود که در عبادت رسمی و جمعی کلیسا به‌کار می‌روند، مانند دعاها، سرودها و اعترافات ایمانی).

می‌توان این بخش را به سه قسمت تقسیم کرد که هر یک دربارهٔ یکی از سه برکت خدا سخن می‌گوید:

۱. برکت خدا در گذشته = من برگزیده شده‌ام - خدا مرا برای نجات برگزیده است (آیات ۳–۶)

اندیشهٔ برگزیدگی برای نجات برای برخی از مسیحیان دشوار بوده است. این موضوع به‌ویژه زمانی دشوارتر می‌شود که در نظر بگیریم خدا برخی را برای نجات و برخی دیگر را برای هلاکت برگزیده است، چنان‌که الهیات اصلاح‌شده اغلب تعلیم می‌دهد (تقدیر دوگانه). اندیشهٔ برگزیدگی برای مارتین لوتر اهمیت فراوان داشت، اما او مطابق با کتاب‌مقدس تعلیم می‌داد که خدا تنها برای نجات برمی‌گزیند، نه برای هلاکت. بدین معنا که برگزیدگی به حیات است، حال آن‌که هلاکت نتیجهٔ رد فیض الهی از سوی انسان است، نه تقدیر الهی برای نابودی او.

ما نباید بکوشیم تعلیم برگزیدگی را بیش از اندازه نظام‌مند کنیم. عقلانی‌سازی افراطی در این زمینه به‌سادگی به افراط‌ها می‌انجامد: از یک‌سو، به انکار کامل برگزیدگی الهی؛ و از سوی دیگر، به تعلیم برگزیدگی دوگانه.

این حقیقت در اول تیموتائوس ۴:۲ به‌روشنی بیان شده است: (خدا) «می‌خواهد همهٔ انسان‌ها نجات یابند و به شناخت حقیقت برسند». خدا نمی‌خواهد کسی هلاک شود. این پیام روشن کتاب‌مقدس است: هیچ‌کس برای جهنم برگزیده نشده است.

بیایید برگزیدگی الهی را از سه منظر بررسی کنیم:

الف) تعلیم برگزیدگی بر مکاشفهٔ خدا استوار است.

این تعلیم نه بر استدلال و نه بر گمان‌پردازی بنا شده است. حتی عهد عتیق نیز سرشار از تعلیماتی دربارهٔ برگزیدگی الهی است: اسرائیل قوم برگزیدهٔ خدا بود (خروج ۴:۱۹–۶، تثنیه ۶:۷، اشعیا ۱:۴۲، ۱:۴۳).

ب) برگزیدگی به ما اجازهٔ گناه کردن نمی‌دهد.

برخی چنین می‌اندیشند: «چون من از سوی خدا برگزیده شده‌ام، مهم نیست که گناه کنم. در هر حال نجات خواهم یافت، فارغ از این‌که چگونه زندگی کنم». این همان چیزی است که طرفدارانِ به‌اصطلاح «نجات یک‌بار برای همیشه» تعلیم می‌دهند، و چنین استدلال می‌کنند: «وقتی خدا نام شخصی را در کتاب حیات نوشته باشد، دیگر محو نخواهد شد». با این حال، کتاب‌مقدس خلاف این را تعلیم می‌دهد: برای نمونه، به سرنوشت نینوا (نمونه‌ای مثبت، کتاب یونس ۳) یا به سرنوشت اسرائیل به‌عنوان قوم برگزیده (نمونه‌ای منفی) بنگرید.

پولس تعلیم می‌دهد (رومیان ۲۰:۵–۱۴:۶) که آنچه اهمیت دارد این است که در کدام سو ایستاده‌ایم: آیا در سوی مسیح هستیم یا در سوی دشمن؟ اگر در سوی مسیح هستیم، چرا باید زیر سلطهٔ دشمن زندگی کنیم؟

ج) برگزیدگی دلیلی برای فخر کردن نیست.

ما اغلب از «اندک‌ها و برگزیدگان» سخن می‌گوییم. مسیحیان بارها متهم شده‌اند که خود را برتر از دیگران می‌شمارند. گاه این اتهام موجه بوده است و گاه بی‌اساس.

ما باید به یاد داشته باشیم که حتی در عهد عتیق نیز برگزیدگی خدا نه بر اساس اعمال نیک، بلکه بر اساس فیض بود (تثنیه ۷:۷–۸). همین امر در عهد جدید نیز صادق است (رومیان ۱۷:۱۱–۲۴). اگر ما به‌واسطهٔ فیض برگزیده شده‌ایم، هیچ دلیلی برای فخر کردن نداریم. بلکه این برگزیدگی ما را به فروتنی و شکرگزاری فرا می‌خواند.

همچنین توجه کنید که پولس در اینجا از برگزیدگی ما پیش از تولد سخن می‌گوید (آیه ۴)، بنابراین ما اساساً فرصتی برای کسب این برگزیدگی نداشته‌ایم!

پولس تعلیم می‌دهد که حتی برگزیدگان نیز به فیض نیاز دارند (آیه ۶). اگر ما بی‌گناه بودیم، نیازی به فیض نداشتیم.

در خصوص برگزیدگی، من به‌ویژه بر دو نکته تمرکز می‌کنم:

الف. ذات برگزیدگی در ماهیت طرح نجات خدا نهفته است. خدا مرگ و قیام مسیح را به‌عنوان وسیلهٔ نجات برگزید. نجات تنها در مسیح یافت می‌شود و راه دیگری وجود ندارد (آیات ۴–۵).

ب. از آنجا که خدا قادر مطلق و عالم مطلق است، از پیش می‌داند چه کسانی هلاک خواهند شد و چه کسانی به آسمان خواهند رفت. از آنجا که این تمایز در نهایت تحقق خواهد یافت، خدا در علم مطلق خود نتیجهٔ آن را می‌داند. با این حال، نمی‌توان گفت که خدا کسی را به هلاکت مجبور کرده است.

برگزیدگی خدا بر اساس رازی است؛ با این حال، مهم‌ترین نکته‌ای که باید به یاد داشت این است که:

• بدون فیض خدا، انسان نمی‌تواند نجات یابد. تنها از طریق فیض است که می‌توان به ملکوت آسمان رسید.  

• بدون فیض خدا، انسان هلاک است. اگر کسی از سوی خود فیض را رد کند، راه دیگری برای رسیدن به ملکوت آسمان وجود ندارد.

۲. برکت خدا در زمان حال = به من عطا شده است که فرزند خدا باشم (آیات ۷–۸)

واژهٔ «رهایی» که پولس در اینجا به کار می‌برد، برای آزادی یک برده نیز به کار می‌رفت. ما به‌واسطهٔ خون پسر خدا خریداری و آزاد شده‌ایم. ما به‌گونه‌ای دوچندان از آنِ خدا هستیم: نخست از طریق آفرینش و سپس از طریق فدیه.

قانون روم به فرزندانِ پذیرفته‌شده همان حقوقی را اعطا می‌کرد که به فرزندان «طبیعی» داده می‌شد. هرچند ما در ملکوت خدا تنها «فرزندخوانده» هستیم، اما از تمامی حقوق فرزندان برخورداریم (غلاطیان ۷:۴).

با این حال، شایان یادآوری است که فرزند بودن تنها به حقوق محدود نمی‌شود، بلکه مسئولیت‌ها را نیز دربر می‌گیرد. پولس در دو فصل پایانی رساله به افسسیان به این موضوع می‌پردازد (مراجعه کنید به افسسیان ۱:۵).

۳. برکت خدا در آینده = ما در مسیح به اتحاد کامل خواهیم رسید (آیات ۹–۱۰)

امید و ایمان مسیحی را می‌توان به‌خوبی با دو عبارت «اکنونِ بالفعل» و «هنوز نه» توصیف کرد. ما هم‌اکنون همهٔ گنجینه‌های نجات را در اختیار داریم، اما تنها در آسمان آن‌ها را به‌طور کامل در اختیار خواهیم داشت. اکنون همه‌چیز ناتمام است، اما در آن زمان به کمال خواهد رسید.

برخی آیهٔ ۱۰ را چنین تفسیر کرده‌اند که گویی تعلیم می‌دهد همه در نهایت نجات خواهند یافت. اما این تفسیر با سایر تعلیمات عهد جدید سازگار نیست. همچنین در خود رساله به افسسیان آیاتی وجود دارد که پولس در آن‌ها از کسانی سخن می‌گوید که هلاک خواهند شد (برای نمونه، ۳:۲ «فرزندان غضب» و ۶:۵ «غضب خدا»).

دیگر دیوارهای جدایی وجود ندارد - افسسیان ۱۱:۱–۱۴

مسیح مرکز همه‌چیز است (آیه ۱۰). در او دیگر هیچ دیوار محدودکننده‌ای میان انسان‌ها وجود ندارد. پولس در آیات ۱–۱۴ عبارت «در مسیح» یا «در او» را حداقل ۱۱ بار به کار می‌برد. مسیحیت، ایمان به مسیح است.

روزی خواهد آمد که تمامی قوم خدا "یک" خواهند بود. در این زمانه، انواع گوناگونی از مرزها وجود دارد، اما این‌ها تنها به‌سبب محدودیت‌های ماست.

«ما» در آیهٔ ۱۲ به مسیحیان یهودی اشاره دارد. «شما» در آیهٔ ۱۳ به مسیحیان غیر یهودی اشاره می‌کند. با این حال، در نهایت هیچ تمایزی وجود ندارد، بلکه «ما» در آیهٔ ۱۴ هر دو را دربر می‌گیرد. مسیحیان ملک خدا هستند، میراثی از آنِ او (آیهٔ ۱۱)؛ آنان با مُهر روح‌القدس در تعمید مُهر شده‌اند (آیهٔ ۱۳، مقایسه کنید با دوم قرنتیان ۲۱:۱-۲۲). فرزندخواندگی ما تنها بر ارادهٔ خدا استوار است و باید خدا را شکر و ستایش کنیم (آیهٔ ۱۴).

همچنین به تثلیث در آیات ۱۱–۱۴ توجه کنید: خدای پدر در آیهٔ ۱۱، پسر در آیات ۱۲–۱۳، و روح‌القدس در آیهٔ ۱۳. تعلیم تثلیث به‌روشنی در متون عهد جدید حضور دارد.

شکرگزاری و دعا - افسسیان ۱۵:۱–۲۳

پولس در آغاز این بخش از رسالهٔ خود بیان می‌کند که برای گیرندگان رساله دعا می‌کند، همان‌گونه که در دیگر رساله‌های خود نیز اغلب چنین می‌کند. اشارهٔ او به اطلاعاتی که دربارهٔ گیرندگان دریافت کرده است نشان می‌دهد که رساله به افسسیان یک نامهٔ واقعی است، نه موعظه یا چیزی از این‌گونه (آیات ۱۵–۱۶). پولس دعا می‌کند که روح‌القدس «چشمان درونی» گیرندگان را روشن سازد تا اسرار ایمان را ببینند.

ایمان هرگز صرفاً امری عقلانی نیست، اما در عین حال با عقل نیز بی‌ارتباط نیست. در واقع، اغلب چنین است که نخست عمل روح‌القدس لازم است تا چشمان انسان را بگشاید و اسرار خدا را ببیند، مانند کفاره بر صلیب در جلجتا. هنگامی که روح کار خود را انجام دهد، آنگاه عقل انسانی نیز می‌تواند معقول بودن تاریخ نجات الهی را درک کند. بدون عمل روح‌القدس، صلیب عیسی برای عقل ما دیوانگی به‌نظر می‌رسد. اما وقتی به‌وسیلهٔ روح‌القدس روشن می‌شود، عقل درمی‌یابد که صلیب تنها راه است. راه دیگری برای رسیدن به ملکوت آسمان وجود ندارد.

می‌توان گفت ایمان بیشتر از آن‌که به این معنا باشد که ما حقایق نجات را خودمان کشف می‌کنیم، به این معناست که این حقایق از سوی خدا به ما آشکار می‌شوند.

پولس تأکید می‌کند که ایمان تنها «شناختی درونی از خدا» نیست، بلکه با واقعیت‌های تاریخی معینی پیوند دارد. او به دو مورد از آن‌ها اشاره می‌کند: قیام عیسی از مردگان (عید قیام) و صعود او به آسمان (عروج، آیهٔ ۲۰). بدون عمل روح‌القدس، این رویدادها صرفاً لحظاتی در تاریخ هستند، اما هنگامی که خدا ذهن ما را می‌گشاید، درمی‌یابیم که آن‌ها عطایایی عظیم‌اند، اعمال نجات‌بخش خدا.

همه‌چیز زیر پای عیسی مسیح قرار دارد. او بر همه برتری دارد (آیهٔ ۲۲). عیسی نه‌تنها نجات‌دهندهٔ تمام جهان است، بلکه خداوندِ تمام جهان نیز هست. اکنون هم نقش او به‌عنوان نجات‌دهنده و هم خداوندیِ او پنهان است. تنها مسیحیان آن را می‌بینند، اما روزی هر دو به‌گونه‌ای انکارناپذیر بر همگان آشکار خواهد شد.

اگر عیسی مسیح در این عصر نجات‌دهندهٔ کسی نباشد، در ابدیت نیز چنین نخواهد بود. اما حتی اگر عیسی مسیح در این عصر خداوندِ شخصی نباشد، در عصر آینده برای همگان خداوند خواهد بود. انسان ناگزیر با عیسی مسیح روبه‌رو خواهد شد؛ اگر نه به‌عنوان نجات‌دهندهٔ خود، آنگاه به‌عنوان خداوند و داور. خداوند عطا کند که کار مسیح حتی در همین عصر نیز بر هرچه بیشتر مردم مکشوف گردد.