راهنمای مطالعهٔ رساله به افسسیان، فصل ۶ – سلاحِ یک مسیحی

اَفِسسیان


دستورالعمل‌های مربوط به روابطِ انسانی که در پایانِ فصل ۵ آغاز شد، در ابتدای فصل ۶، آیات ۱–۹ ادامه می‌یابد.

روابط فرزندان و والدین – افسسیان ۱:۶–۴

در امپراتوری روم، پدران اقتداری تقریباً نامحدود بر دیگر اعضای خانواده داشتند. این اقتدار تا پایانِ عمرِ آنان برقرار می‌ماند. از این‌رو، تا زمانی که پدر زنده بود، فرزندان به‌معنای کامل «مستقل و مختار» به‌شمار نمی‌آمدند.

نگرش‌ها نسبت به کودکان در روم اغلب منفی بود. رها کردنِ کودکان برای مردن امری پذیرفته‌شده محسوب می‌شد. کودکان به‌عنوان محدودیت تلقی می‌شدند؛ آزادیِ جنسی را محدود می‌کردند و در صورتِ طلاق می‌توانستند به مشکلی بدل شوند. حتی می‌توان گفت که کودکان اغلب به‌عنوان باری بر دوش دیده می‌شدند.

تعلیمِ پولس و کلیسای مسیحی جایگاهی کاملاً تازه به کودکان بخشید. از طریقِ تعمید، آنان به‌عنوان اعضای جماعت پذیرفته شدند. بااین‌حال، نظمِ پیشین همچنان برقرار ماند: فرزندان می‌بایست به والدینِ خود احترام بگذارند. پولس برای این فرمان سه دلیل ارائه می‌دهد:

۱. این کارِ درست است (آیهٔ ۱)
۲. شریعتِ عهد عتیق (آیهٔ ۲؛ نگاه کنید به خروج ۱۲:۲۰)
۳. انجیل (اطاعت از خداوند، آیهٔ ۱)

پولس هنگامی که به فرمانِ چهارم به‌عنوان «نخستین فرمان» اشاره می‌کند، چه منظوری دارد؟ پاسخ‌های گوناگونی برای این پرسش مطرح شده است:

۱. مقصود پولس این است که فرمانِ چهارم نخستین فرمانی است که با وعده همراه است: «تا سعادتمند باشی و بر زمین عمرِ طولانی کنی». البته فرمانِ سوم نیز نوعی وعده در خود دارد: «...به هزاران نسلی که مرا دوست دارند و احکامِ مرا نگاه می‌دارند، رحمت می‌کنم» (مترجم: در تقسیم‌بندی لوتری، این فرمان «سوم» محسوب می‌شود. پس از «تو را خدایان دیگر نباشد» و «نام خدا را بیهوده مبر» به‌صورت ترکیب‌شده؛ در برخی سنت‌ها تفاوت شماره‌گذاری وجود دارد).

۲. «نخستین» به معنای «دارای اهمیتِ اصلی» است.

۳. این نخستین فرمانِ لوحِ دوم است، یعنی نخستین فرمانی که به رابطهٔ انسان با همسایهٔ خود مربوط می‌شود.

اگرچه فرزندان سرانجام به بزرگسالی می‌رسند و اقتدارِ والدین بر آنان به‌تدریج از میان می‌رود، احترام به والدین هرگز نباید پایان یابد. انسان تنها یک مجموعه والد دارد؛ یک مادر و یک پدر.

پولس رابطهٔ میان فرزندان و والدین را بازتابی از رابطهٔ میان خدا و انسان می‌دید. والدین باید فرزندانِ خود را با این هدف تربیت کنند که آنان را فرزندانِ خدا سازند. اقتدارِ نهایی از آنِ خداست (آیات ۱ و ۹)؛ والدین صرفاً «نمایندگان» او هستند.

همان‌گونه که روشِ معمولِ پولس است، او تعادلی روشن برقرار می‌کند. او تنها به فرزندان فرمان نمی‌دهد، بلکه به والدین نیز. والدین نیز باید فرزندانِ خود را مطابق با ارادهٔ خدا تربیت کنند، نه به‌صورت خودسرانه. پزشک و الهی‌دان انگلیسی، مارتین لوید جونز، گفته است که نباید کودکان را زمانی تنبیه کرد که انسان بر خشمِ خود مسلط نیست. فرزندپروری دربارهٔ دنبال کردن و اندیشیدن بر اساسِ خواسته‌های شخصی نیست، بلکه دربارهٔ اجرای ارادهٔ خداست. مسئله در درجهٔ اول اطاعت از ارادهٔ والدین نیست، بلکه اطاعت از نظمی است که خدا برقرار کرده است.

روابط غلامان و اربابان – افسسیان ۵:۶-۹

واژهٔ یونانی «doulos» می‌تواند هم به‌معنای «برده» و هم «خادم» باشد. به‌احتمال زیاد، پولس به‌طور خاص به بردگان اشاره دارد، زیرا جامعهٔ باستان بر پایهٔ کار بردگان استوار بود. برآورد می‌شود که در روم حدود ۶۰ میلیون برده وجود داشت. برخی از بردگان آموزش دیده بودند؛ همهٔ آنان صرفاً کارگران کارِ فیزیکی نبودند؛ برای مثال، بردگانی بودند که به‌عنوان پزشک فعالیت می‌کردند. بردگان از راه‌های گوناگون، از جمله از میان اسیران جنگی، به‌دست می‌آمدند.

برده، ملکِ ارباب خود به‌شمار می‌رفت. در ادبیات باستان، بردگان با ابزارها مقایسه می‌شدند. حتی در بسیاری موارد، آنان به‌عنوان انسان نیز به‌حساب نمی‌آمدند. ارباب اختیار داشت دربارهٔ تمامی ابعاد زندگی برده تصمیم بگیرد و حتی اگر می‌خواست، می‌توانست او را بکشد.

بااین‌حال، زندگی بردگان همواره به آن اندازه که ممکن است تصور شود، فلاکت‌بار نبود. از آنجا که بردگان ارزش مالی بالایی داشتند، معمولاً به‌خوبی از آنان نگهداری می‌شد؛ اما اگر برده‌ای به‌طور دائمی بیمار می‌شد، اغلب او را آزاد می‌کردند تا بار مالی بر دوش ارباب نباشد.

اغلب چنین انتقاد شده است که پولس گویا برده‌داری را می‌پذیرد و علیه آن سخنی نمی‌گوید. نخست باید به‌یاد داشت که مسیحیت در روم اقلیتی بسیار کوچک بود و صدای آن نفوذ چندانی نداشت.

دوم آنکه باید توجه داشت آزاد کردن بردگان می‌توانست برای آنان به معنای بیکاری باشد. جامعهٔ باستان به‌طور کامل بر این فرض استوار بود که شمار زیادی برده وجود دارند. در بسیاری از شهرها - به‌ویژه روم - تعداد بردگان از افراد آزاد بیشتر بود. آزادسازی گستردهٔ بردگان می‌توانست مشکلات عظیمی ایجاد کند.

بااین‌حال می‌توان گفت که پولس آغازگر روند فروپاشی نظام برده‌داری بود. ایمان مسیحی، بردگان را به‌عنوان اشخاص، به‌عنوان انسان‌ها در نظر می‌گرفت. بردگان و اربابان در برابر خدا برابر بودند (آیهٔ ۹).

زیرا می‌دانید او که هم ارباب ایشان است و هم ارباب شما، در آسمان است، و نزد او کسی را بر دیگری برتری نیست»
(افسسیان ۹:۶).

برده‌داری بر این اندیشه استوار بود که برده «شیء» است نه «شخص». هنگامی که این توهّم از میان برداشته شود، برده‌داری ناگزیر می‌بایست پایان یابد. متأسفانه این روند زمان زیادی به‌طول انجامید، اما این تأخیر نه از اندیشه‌های پولس، بلکه از آن رو بود که این اندیشه‌ها جدی گرفته نشدند.

در جماعت‌های مسیحی، بردگان همان جایگاهی را داشتند که افراد آزاد داشتند. از بسیاری از رهبران جماعت‌های نخستین مسیحی یاد شده است که خود برده بوده‌اند.

بار دیگر، پولس به هر دو طرف دستور می‌دهد. دستور خطاب به اربابان کوتاه‌تر است (آیهٔ ۹)، اما از حیث محتوا جامع‌تر است، زیرا اربابان را تحت نظارت «تدبیر» خدا قرار می‌دهد.

اسلحۀ جنگ روحانی – افسسیان ۱۰:۶-۲۰

این توصیف از سلاحِ مسیحی که پولس ارائه می‌دهد، مشهورترین بخش در سراسر رسالهٔ افسسیان است. این بخش تأکید می‌کند که انسان، به‌تنهایی و با نیروی خود، قادر نیست در برابر دشمن خدا، یعنی شیطان، مقاومت کند. پیش‌شرط مطلق برای هر نبرد موفق، آن است که دشمن به‌درستی شناخته شود و دست‌کم گرفته نشود. در جنگ روحانی، دست‌کم گرفتن دشمن به این می‌انجامد که انسان بکوشد بدون یاری خدا از عهدهٔ آن برآید.

بسیار اوقات، حتی در محافل کلیسایی، در این دام می‌افتیم که گمان کنیم شرایط، جامعه و امثالهم، مانع پیام کلیسا هستند. در نهایت، تنها یک دشمن برای انجیل وجود دارد: شیطان. او از ابزارهای گوناگون برای نابود کردن کار مسیح در جهان استفاده می‌کند، اما این جنگ با غلبه بر انسان‌ها و شرایط پیروز نمی‌شود؛ بلکه باید رهبریِ جنگِ دشمن شکست داده شود.

نیروهای روحانی برای ما دشمنانی کاملاً مهیب و فراتر از توان ما هستند. گفته شده است که اگر نبرد روحانی‌ای را که در پیرامون ما و دربارهٔ ما در جریان است می‌دیدیم، دچار هراس می‌شدیم و حتی فلج می‌گشتیم.

یکی از زیرکانه‌ترین و موفق‌ترین حیله‌های دشمن این است که انسان را به این باور برساند که خدا هیچ دشمنی ندارد. دههٔ ۱۹۷۰ دوره‌ای کاملاً متفاوت بود، زمانی که کتاب‌های بسیاری دربارهٔ دیوها منتشر شد. بیلی گراهام کتاب «فرشتگان» را نوشت و اظهار داشت که از آنجا که بیش از اندازه دربارهٔ دیوها نگاشته شده است، اکنون زمان آن فرا رسیده است که فرشتگان نیز مورد بررسی و مطالعه قرار گیرند.

هنگامی که به نبرد در جهان روحانی می‌اندیشیم، با دو خطر روبه‌رو می‌شویم:

۱. دلسرد می‌شویم و در یأس فرو می‌رویم و می‌گوییم: «دشمن بسیار نیرومند است، ما از عهدهٔ آن برنمی‌آییم!» پولس در این بخش می‌خواهد مسیحیان را دلگرم سازد. هرچند حریف نیرومند است، اما عیسی مسیح پیروز است! مسیحیان در جانبِ پیروز ایستاده‌اند.

۲. اهمیت این نبرد را کوچک می‌شماریم. هنگامی که برای نبرد آماده نباشیم، همان زمان است که سخت‌ترین شکست‌ها و سقوط‌ها رخ می‌دهد.

بار دیگر، زبان پولس بر پایهٔ عهد عتیق شکل گرفته است. این‌بار به‌ویژه می‌توان به سه بخش از نبی، اشعیا، اشاره کرد:

• اشعیا ۵:۱۱ - پوششِ پادشاهِ مسیحایی:

«کمربند او عدالت خواهد بود و شال کمرش، امانت».

• اشعیا ۷:۵۲ - پای‌های خوشِ آورندهٔ بشارت:

«چه زیباست بر کوهساران پایهای آن که بشارت می‌آورد، که صلح و سلامت را ندا می‌کند، و به چیزهای نیکو بشارت می‌دهد، و نجات را اعلام می‌نماید؛ و به صَهیون می‌گوید: خدای تو پادشاهی می‌کند».

• اشعیا ۱۷:۵۹ - سلاحِ خدا:

«پس عدالت را چون زره بر تن کرد، و کلاهخود نجات را بر سر نهاد؛ جامۀ انتقام را در بر کرد، و خویشتن را به ردای غیرت ملبس ساخت».

آیهٔ ۱۲ را نباید چنین فهمید که انسان‌ها با انجیل مبارزه نمی‌کنند یا مخالفت آنان اهمیتی ندارد. آری، دشمنِ جان‌ها از انسان‌ها نیز به‌عنوان ابزارهایی در جنگ خود علیه خدا استفاده می‌کند. اما میدان اصلی این نبرد، زمینی نیست، بلکه روحانی است؛ حوزهٔ ارواح.

آیهٔ ۱۲ به ما می‌گوید که شرّ به‌طور خاص در "فاصلهٔ میان خدا و انسان" عمل می‌کند و می‌کوشد انسان را از خدا جدا سازد.

آیهٔ ۱۴ به ما یادآوری می‌کند که برای پیشبرد پادشاهی خدا نمی‌توان از دروغ استفاده کرد. انجیل و دروغ هرگز با یکدیگر جمع نمی‌شوند!

کفش‌ها نشانهٔ انسان آزاد بودند؛ با پسرِ گمشده مقایسه کنید که هنگام بازگشت به خانه، به او کفش پوشانده شد (لوقا ۲۲:۱۵). تنها مسیحیان‌اند که در این جهانی که تحت سلطهٔ دشمنِ جان‌هاست، به‌راستی آزاد هستند.

سپر چرمیِ سرباز رومی را می‌توانستند در آب فرو برند و خیس کنند، تا در برابر هراس‌انگیزترین سلاح دشمن - یعنی تیرهای آتشین - محافظت بهتری فراهم آورد (آیهٔ ۱۶).

پوشش جنگیِ مسیحی از این جهت ویژه است که تنها یک سلاح تهاجمی دارد – شمشیر - و سایر اجزا همگی برای دفاع هستند. کلام خدا (آیهٔ ۱۷) یگانه سلاحی است که با آن می‌توان به دشمن خدا آسیب رساند. عیسی نیز در وسوسه‌های بیابان بر همین سلاح تکیه کرد (متی ۱:۴–۱۱). هیچ‌کس نباید با اتکا به نیروی خود وارد نبرد شود؛ نه حتی برای دفاع، و چه رسد به حمله.

یک مسیحی می‌تواند خود را برای نبرد آماده سازد. این آمادگی در دعا تحقق می‌یابد. دعا نشانهٔ آن است که انسان نیاز خود به یاری خدا را درمی‌یابد. توجه کنید که حتی «قهرمان بزرگ ایمان»، پولس نیز جرأت نکرد بر توانایی‌های خود اعتماد کند، بلکه از جماعت خواست تا برای خدمتِ بشارتی او دعا کنند. اگر پولس باور نداشت که می‌تواند به نیروی خود از عهدهٔ این کار برآید، ما نیز نباید دربارهٔ روحانیتِ خود تصورات اغراق‌آمیز داشته باشیم.

درود پایانی/خاتمه - افسسیان ۲۱:۶–۲۴

معمولاً پولس در پایان نامه‌های خود به گیرندگان سلام می‌رساند، اما این‌بار سلام‌ها غایب‌اند. دو دلیل برای این امر وجود دارد:

۱. تیخیکوس سلام‌های پولس را به‌صورت حضوری منتقل می‌کرد.
۲. رسالهٔ افسسیان به‌وضوح یک «نامهٔ گردشی» بود که برای چندین جماعت نوشته شده بود؛ ازاین‌رو فرستادن سلام‌ها دشوار می‌شد، زیرا هر بار تنها به افراد یک جماعت مربوط می‌گردید (با نامه‌های عمومی -کاتولیک- مقایسه کنید، مانند: اول و دوم پطرس، اول، دوم و سوم یوحنا، یعقوب و یهودا).

تیخیکوس از آسیا بود (اعمال رسولان ۴:۲۰). در اعمال رسولان ۲۹:۲۱، لوقا می‌گوید که تروفیموس - که در اعمال ۴:۲۰ همراه با تیخیکوس به‌عنوان شخصی از آسیا یاد شده - اهل افسُس بود. بنابراین این احتمال وجود دارد که تیخیکوس نیز اهل افسُس بوده باشد. از تیخیکوس همچنین به‌عنوان رسانندهٔ رسالهٔ کولسیان نیز یاد شده است (کولسیان ۷:۴–۸). پولس در دوم تیموتائوس ۱۲:۴ و تیتوس ۱۲:۳ نیز از تیخیکوس سخن می‌گوید.

این احتمال نیز وجود دارد که تیخیکوس در نگارش رسالهٔ افسسیان به‌عنوان کاتبِ پولس خدمت کرده باشد، اما این موضوع در حد گمان باقی می‌ماند.

پولس نامهٔ خود به افسسیان را با آرزوی فیض و سلامتی آغاز کرد (افسسیان ۲:۱)، و همان‌گونه نیز می‌خواهد آن را به پایان برساند:

«برادران را از جانب خدای پدر و عیسی مسیح خداوند، سلامتی و محبتِ با ایمان باد. فیض و نامیرایی بر همۀ کسانی که خداوند ما عیسی مسیح را دوست می‌دارند»
(افسسیان ۲۳:۶-۲۴).