رسالهٔ یعقوب، فصلِ اول – قومِ در سفرِ خدا

یعقوب ۱


قومِ خدا در پراکندگی – یعقوب ۱:۱

یعقوب این رساله را به چه کسانی نوشت؟ عبارتِ «دوازده قبیله که در جهان پراکنده‌اند» به چه معناست؟

سه دیدگاه وجود دارد:
۱. یهودیان
۲. مسیحیانِ یهودی‌تبار
۳. هم مسیحیانِ یهودی‌تبار و هم مسیحیانِ غیر یهودی

یعقوب نمی‌توانسته این رساله را خطاب به یهودیان نوشته باشد، زیرا او و مخاطبانش در ایمانی مشترک سهیم‌اند (یعقوب ۱:۲): عیسی خداوند است. همچنین، یعقوب یهودیان را «برادرانِ» خود خطاب نمی‌کرد (یعقوب ۲:۱). بنابراین، مفسر ناگزیر است یکی از دو دیدگاهِ اخیر را بپذیرد.

می‌توان چنین در نظر گرفت که یعقوب به کلِّ «اسرائیلِ جدید»، یعنی کلیسا، اشاره دارد که در پراکندگی و دور از خانه زندگی می‌کرد. پس از تبعیدِ بابِل، یهودیان همچنان - و تا به امروز نیز - به دو گروه تقسیم می‌شدند:

۱. آنان که در اسرائیل، در ناحیهٔ مدیترانهٔ شرقی، زندگی می‌کردند.
۲. آنان که در خارج از آن سرزمین، دور از خانه و در پراکندگی به‌سر می‌بردند.

همهٔ مسیحیان «دور از خانه» زندگی می‌کنند، زیرا تنها خانهٔ واقعیِ ایشان آسمان است (ر.ک. دوم قرنتیان ۱:۵–۷، به‌ویژه آیهٔ ۶).

شایانِ توجه است که کلیسای نخستینِ اورشلیم، کلیسای پیشرو در میان کلیساها بود. ازاین‌رو، رسالهٔ رهبرِ آن، سخنانِ بسیاری برای همهٔ مسیحیان داشت، هرچند یعقوب و پطرس تمرکزِ خود را بر مأموریت در میان یهودیان قرار داده بودند (غلاطیان ۱:۲–۱۰).

رشد در بوتۀ آزمایش – یعقوب ۲:۱–۱۸

این بخش شامل چندین تعلیمِ جداگانه است که با این حال، همگی با موضوعِ «وسوسه» به یکدیگر پیوند دارند.

یعقوب تصویری از دو زنجیرهٔ متفاوت ارائه می‌دهد: یکی مثبت در آیاتِ ۲ تا ۴، و دیگری منفی در آیاتِ ۱۴ تا ۱۵. زندگیِ ما در کدام مسیر شکل خواهد گرفت؟ این دو مسیر چنین‌اند:

۱. آزمایش - پایداری - کمال.
۲. وسوسه - شهوت - گناه - مرگ.

واژهٔ «آزمایش» به امری اشاره دارد که جنبه‌ای مثبت دارد و موجب رشد می‌شود. واژهٔ «وسوسه» به امری زیان‌بار و منفی اشاره می‌کند. ما هرگز نمی‌توانیم از آزمایش‌ها اجتناب کنیم.

نکته مهم دربارهٔ هر دو زنجیرهٔ یادشده این است که هرچه پیش‌تر بروند، متوقف کردنِ آن‌ها دشوارتر می‌شود. گفته شده است که بسیاری از سقوط‌های مسیحیان به ورطه گناه، از آن‌روست که به‌جای آن‌که از وسوسه‌ها بگریزند، می‌کوشند در برابرِ آن‌ها مقاومت کنند.

تصورِ خدا به‌عنوان وسوسه‌کننده در آیهٔ ۱۳، احتمالاً اشاره به این اندیشه دارد: «خدا مرا ضعیف آفریده است؛ ازاین‌رو سقوط می‌کنم و کاری از دستم برنمی‌آید». دشمنِ جان نیز تحتِ قدرتِ خداست، بااین‌حال ما نمی‌توانیم خدا را مسئولِ سقوط‌های خود بدانیم. خدا همچنین راهی برای گریز از وسوسه در اختیارِ ما قرار می‌دهد، اگر مایل باشیم آن را بپذیریم (اول قرنتیان ۱۳:۱۰).

وقتی بادِ گرم و سوزانِ «سیروکو» از سوی شرق بر فرازِ فلسطین می‌وزد، علف‌ها به‌سرعت - در عرضِ چند لحظه - خشک می‌شوند. ثروتِ ثروتمندان نیز چنین است: زودگذر است و از میان می‌رود. ازاین‌رو، نباید بر ثروتمندان رشک برد (آیهٔ ۱۱).

یعقوب بارها متهم شده است که دیدگاهی بیش از حد مثبت نسبت به توانایی‌های انسان دارد و گمان می‌کند که کمال قابل دستیابی است (آیهٔ ۴). اما این برداشت یک‌سویه است، زیرا سراسرِ این بخش دربارهٔ آزمایش‌ها و وسوسه‌ها سخن می‌گوید.

آیا یک مسیحی مجاز نیست تردید کند (آیاتِ ۵–۸)؟ در اینجا، تمایز گذاشتن میانِ تردیدِ نظری و تردیدِ عملی سودمند است. تردیدِ نظری ناشی از ضعفِ انسانی است؛ هیچ‌کس نمی‌تواند اعتمادی کامل به وعده‌های خدا داشته باشد. تردیدِ عملی، عمل کردن بر اساسِ همین تردید است: به‌جای اعتماد به خدا، انسان به توانِ خود تکیه می‌کند. به‌نظر می‌رسد که یعقوب به‌طور خاص به همین نوعِ دوم اشاره دارد.

آیهٔ ۱۷ به ما یادآوری می‌کند که در خدا چنان جلالی وجود دارد که حتی کوچک‌ترین سایه‌ای در او نیست. ما نمی‌توانیم از جلالِ خدا بگریزیم.

شنیدن و به جای آوردن – یعقوب ۱۹:۱–۲۷

در تأکید بر اهمیتِ به‌جا آوردنِ کلام - و نه صرفاً شنیدنِ آن - یعقوب با عیسی مسیح (متی ۲۱:۷–۲۳) و پولُس (رومیان ۱۳:۲) همسو است. یعقوب به‌طور خاص بر این پرسش تمرکز دارد: «از ایمانِ حقیقی چه نتیجه‌ای به‌دست می‌آید؟». در مقابل، پولُس بیشتر به مسئلهٔ بنیادِ ایمان می‌پردازد.

می‌توان گفت که اعمالِ ما یا پیام و سخنانِ ما را تأیید می‌کنند، یا آن‌ها را زیرِ سؤال می‌برند. اگر چیزی بگوییم و برخلافِ آن عمل کنیم، تعلیمِ ما معنا و اعتبارِ خود را از دست می‌دهد (رجوع کنید به متی ۳:۲۳).

کلامِ خدا همچون آینه‌ای است که به ما نشان می‌دهد چه‌گونه انسان‌هایی هستیم (آیهٔ ۲۳). همچنین به ما نشان می‌دهد که چه باید بشویم.

مسیحی‌ای که بر اساسِ "شریعت آزادی" زندگی می‌کند (آیهٔ ۲۵)، نجات خود را از اطاعت شریعت به‌دست نمی‌آورد؛ بلکه از آن‌رو که آزاد است، می‌تواند همسایهٔ خود را بدون انتظار پاداش خدمت کند.

یاری رساندن به یتیمان و بیوه‌زنان (آیهٔ ۲۷) یکی از جلوه‌های اصلیِ خدمتِ عملی در کلیسای اولیه بود (اعمال ۱:۶–۳). این سخن دربارهٔ سرکشی به یتیمان و بیوه‌زنان، به تعالیمِ عیسی دربارهٔ داوریِ نهایی نیز اشاره دارد (متی ۳۱:۲۵–۴۳).

این بخش را می‌توان چنین خلاصه کرد:

«به‌جای‌آورندۀ کلام باشید، نه فقط شنوندۀ آن؛ خود را فریب مدهید!»
(یعقوب ۲۲:۱).