کولسیان فصل چهارم – سخنِ آمیخته با فیض و نمک

کولسیان فصل ۴


آیهٔ ۱ از نظر ساختاری به باب سوم تعلق دارد، بنابراین آن را در بخش پیشین بررسی کرده‌ایم.

بیدار باشید و دعا کنید! – کولسیان ۲:۴–۴

عیسی در سخن گفتن دربارهٔ زمان‌های آخر، پیروان خود را فراخواند تا بیدار و هوشیار بمانند (مرقس ۳۷:۱۳). این هوشیاری نه‌تنها در زمان‌های آخر، بلکه همواره ضروری است، زیرا ابلیس پیوسته در پی آن است که راهی بیابد تا ما را از خدا جدا سازد (اول پطرس ۸:۵).

آیهٔ ۲ ممکن است به دعاهای شبانهٔ مکرر عیسی در دوران خدمت علنی او اشاره داشته باشد (متی ۲۳:۱۴). اما همچنین می‌تواند به دعاهایی اشاره کند که در میان جریان زندگی روزمره انجام می‌شوند.

پیش‌تر (کولسیان ۱۷:۳)، پولس کولسیان را تشویق کرده بود که همه‌چیز را با دعا انجام دهند. اکنون از آنان می‌خواهد که برای خدمت او دعا کنند (آیه ۳). «گشوده شدن دری برای پیام» بدین معناست که خدا فرصت‌هایی برای اعلام انجیل فراهم سازد و نیز فهم شنوندگان را بگشاید تا انجیل را بپذیرند (نگاه کنید به اول قرنتیان ۹:۱۶، افسسیان ۱۹:۶، دوم تسالونیکیان ۱:۳). انسان‌ها نمی‌توانند انجیل را درک کنند، مگر آنکه روح‌القدس آن را برای ایشان بگشاید.

در آیهٔ ۴، پولس از واژهٔ یونانی «dei» استفاده می‌کند که بیانگر ضرورتی الهی است. آنچه خدا می‌خواهد واقع شود، به‌طور حتم رخ خواهد داد، صرف‌نظر از هر مانعی (نگاه کنید به مکاشفه ۸:۳). نبی، ارمیا نیز همین «ضرورتِ شهادت دادن» را داشت؛ او ناگزیر بود ارادهٔ خدا را اعلام کند، حتی اگر این امر به دشواری‌ها بیانجامد (ارمیا ۹:۲0). پولس دقیقاً به‌سبب انجیل در بند بود؛ اگر از عیسی دست می‌کشید، زندان او نیز پایان می‌یافت.

سخنی آمیخته با فیض و نمک – کولسیان ۵:۴–۶

آیات ۲ تا ۴ را می‌توان چنین توصیف کرد: «با خدا دربارهٔ مردم سخن بگویید!» و آیات ۵ تا ۶ را چنین: «با مردم دربارهٔ خدا سخن بگویید!» واعظ انجیل باید خدمت خود را با دعا آماده سازد. اگر خدا «زمین را نرم نکند»، اعلام ما بر زمینی سنگلاخ خواهد افتاد (نگاه کنید به متی ۱:۱۳-۲۳). دعا همچنین خودِ دعا کننده را نیز دگرگون می‌سازد؛ در دعا کوچکی ما در برابر عظمت خدا آشکار می‌گردد (نگاه کنید به اشعیا ۱:۶-۸).

غیرمسیحیان، مسیحیان را به‌عنوان نخستین «کتاب مقدس» خود می‌خوانند؛ آنان را «انجیل پنجم - و پرخواننده‌ترین» نامیده‌اند. از این‌رو، مسیحیان باید به‌گونه‌ای زندگی کنند که حیات آنان شهادتی نیکو از عیسی و انجیل باشد.

پولس در توصیه‌ای که به تیموتائوس می‌کند، او را فرا می‌خواند تا دربارهٔ عیسی «در گاه و بی‌گاه» شهادت دهد (نگاه کنید به دوم تیموتائوس ۲:۴). بسیاری از ایمان‌آورندگان تازه چنین رفتار می‌کنند که گویی پولس نوشته است: «به‌صورت مناسب و نامناسب». آنان پرشور هستند، اما همیشه با ملاحظه و احترام با دیگران رفتار نمی‌کنند. از سوی دیگر، بسیاری از مسیحیان پخته‌تر چنین می‌اندیشند که هیچ زمان یا شیوه‌ای برای سخن گفتن دربارهٔ عیسی مسیح مناسب نیست. بار دیگر، ما باید راهی میانه و متعادل بیابیم.

پطرس نیز خوانندگان خود را ترغیب می‌کند که همواره آماده باشند تا دربارهٔ سبب امید خود شهادت دهند (نگاه کنید به اول پطرس ۱۵:۳). هنگامی که به محل کار می‌رویم، برای انجام وظیفهٔ خود می‌رویم، نه صرفاً برای شهادت دادن دربارهٔ ایمانمان (نظر لوتر این بود که انجام درست کار، خود نوعی شهادت است: «کفاش با ساختن کفش‌های خوب، مسیحیِ نیکو است»). اما هرگاه خدا فرصتی برای بیان ایمان به ما بخشیده می‌شود، باید از آن بهره ببریم.

مسیحیان نسبت به همسایگان خود مسئولیت دارند؛ و پیش از هر چیز، نسبت به این‌که آیا آنان انجیل را شنیده‌اند یا خیر (نگاه کنید به حزقیال ۱۶:۳-۲۱).

مسیحیان نمک زمین هستند (نگاه کنید به متی ۱۳:۵). از این‌رو، شهادت دربارهٔ مسیح می‌تواند سوزاننده نیز باشد، زیرا گناه را آشکار می‌سازد. اما سخن ما نه‌تنها «آمیخته با نمک» است، بلکه «آکنده از فیض» نیز هست؛ یعنی اعلام‌کنندهٔ فیض و مژده انجیل.

این بخش بار دیگر نشان می‌دهد که پولس به‌راستی با سخنان عیسی مسیح آشنا بود (برای نمونه، موعظه سرِ کوه)، و در رساله‌های خود به آن‌ها اشاره می‌کند، هرچند معمولاً آن‌ها را به‌صورت کلمه به کلمه نقل نمی‌کند.

درودهای آخر نامه - کولسیان ۷:۴–۹

آیات ۷–۸ تقریباً همانند افسسیان ۲۱:۶–۲۲ هستند. این امر نشان می‌دهد که این رساله‌ها احتمالاً در یک زمان نوشته شده‌اند. پولس از دو مسیحی نام می‌برد که به‌احتمال بسیار، نامه را به کولسیان در کولسی رساندند.

نخست تیخیکوس یاد می‌شود (آیه ۷). او اهل آسیای صغیر بود و در آخرین سفر پولس از قرنتس به اورشلیم، از همراهان او به‌شمار می‌رفت (اعمال رسولان ۴:۲۰). او به‌عنوان نمایندهٔ مسیحیان آسیای صغیر، در گروهی حضور داشت که هدایا و اعانه‌هایی را که پولس گردآوری کرده بود، حمل می‌کردند. در مجموع، از تیخیکوس پنج بار در عهد جدید یاد شده است: اعمال رسولان ۴:۲۰، افسسیان ۲۱:۶، کولسیان ۷:۴، دوم تیموتائوس ۱۲:۴، و تیتوس ۱۲:۳.

دیگر رسانندهٔ نامه، اونِسیموس بود؛ برده‌ای گریخته که مسیحی شده بود و پولس او را به نزد اربابش فلیمون در کولسی «بازگرداند». اونِسیموس شخصیت اصلی رساله به فلیمون است، بنابراین می‌توان دربارهٔ او در آنجا بیشتر خواند.

اسقف اونِسیموسِ بیریه در نامهٔ یکی از پدران کلیسا، یعنی ایگناتیوس انطاکیه، به افسسیان یاد شده است. اینکه آیا این همان شخص است یا خیر، روشن نیست. ایگناتیوس اشاره می‌کند که آن اسقف به شهادت رسید، بنابراین تا به مرگ وفادار ماند (نگاه کنید به آیه ۹).

همراهان پولس – کولسیان ۱۰:۴–۱۷

تنها رساله‌ای که بیش از رساله به کولسیان سلام‌ها در آن آمده است، رساله به رومیان است. هر دو، نامه‌هایی هستند به کلیساهایی که خود پولس شخصاً از آن‌ها دیدن نکرده بود.

نخستین کسی که سلام می‌فرستد، آریستارخوس است، که هم‌بند پولس در زندان بود (آیه ۱۰). آریستارخوس اهل تسالونیکی بود. در شورش اِفِسُس، او به‌دست جمعیت گرفتار شد، در حالی که پولس گرفتار نشد (اعمال رسولان ۲۹:۱۹). آریستارخوس همراه پولس، هم در آخرین سفر او به اورشلیم (اعمال رسولان ۴:۲۰) و هم در سفر دریایی‌اش به روم (اعمال رسولان ۲:۲۷) حضور داشت. آریستارخوس همچنین در رساله به فیلمون نیز ذکر شده است (آیه ۲۴).

مرقس، پسرعموی برنابا، در ادامه ذکر می‌شود (آیه ۱۰). او اهل اورشلیم بود و نخستین مسیحیان در خانه او گرد می‌آمدند (اعمال رسولان ۱۲:۱۲). او در نخستین سفر بشارتی پولس همراه بود، اما هنگامی که ایشان از قبرس به مناطق واقعی غیریهودیان رفتند، از پولس و برنابا جدا شد (اعمال رسولان ۲۵:۱۲؛ ۱۳:۱۳). برنابا می‌خواست در سفر بشارتی دوم نیز پسرعموی خود را همراه ببرد، اما پولس موافقت نکرد. در نتیجه، ایشان از یکدیگر جدا شدند (اعمال رسولان ۳۹:۱۵). اکنون اختلافات پیشین به فراموشی سپرده شده بود و مرقس و پولس بار دیگر همکار شده بودند. بر اساس سنت اولیه، مرقس مترجم پطرس و نویسنده انجیل مرقس بود. همچنین نام مرقس در رساله به فیلمون (آیه ۲۴) و در رساله دوم به تیموتائوس نیز آمده است (۱۱:۴).

عیسی که یوستوس نامیده می‌شود و در آیه ۱۱ ذکر شده است، تنها در همین بخش از او یاد شده است. نام «عیسی» در آن زمان در میان مردان یهودی نامی رایج بود (در عبری یوشَع و در یونانی عیسی). مطابق رسم آن دوران، او نامی لاتینی نیز داشت: یوستوس، که به‌معنای «عادل» است.

در این زمان، تنها دو مسیحی یهودی – مرقس و عیسی یوستوس – بودند که پولس را همراهی می‌کردند. یهودیان به‌طور فزاینده‌ای از مسیح روی‌گردان می‌شدند.

اپافراس (آیه ۱۲) اهل کولُسی بود و احتمالاً بنیان‌گذار کلیسا نه تنها در کولُسی، بلکه در شهرهای همسایه، یعنی لائودیکیه و هیراپولیس نیز بود.

منزلت عظیم او از این امر آشکار می‌شود که پولس عنوان «خادم عیسی مسیح» را برای او به‌کار می‌برد؛ عنوانی که پولس در جاهای دیگر تنها برای خود استفاده می‌کند (با این حال، در کولسیان ۱:۱ تیموتائوس نیز همراه با پولس این عنوان را دریافت می‌کند).

حرفه لوقا، یعنی طبیب بودن او، تنها در نامه پولس به کولسیان ذکر شده است. دو کتابی که اثر تاریخی لوقا را تشکیل می‌دهند، از طولانی‌ترین نوشته‌های عهد جدید هستند: اعمال رسولان طولانی‌ترین، و انجیل لوقا دومین کتاب طولانی است. او احتمالاً تنها نویسنده غیریهودی عهد جدید است (نویسنده رساله به عبرانیان شناخته‌شده نیست، اما به‌احتمال زیاد یهودی بوده است). لوقا در سفرهای بشارتی دوم و سوم پولس او را همراهی می‌کرد (بخش‌های موسوم به «ما» در اعمال رسولان، نگاه کنید به اعمال رسولان ۱۰:۱۶–۱۱). نام لوقا همچنین در رساله به فیلمون (آیات ۲۳–۲۴) و در رساله دوم به تیموتائوس نیز آمده است (۱۱:۴).

دیماس نیز در رساله به فیلمون ذکر شده است (آیه ۲۳). در دوم تیموتائوس ۱۰:۴ آمده است که دیماس «به سبب محبت به این جهان»، پولس را ترک کرد و به تسالونیکی رفت.

آیه ۱۵ یادآور این است که مسیحیانِ نخستین در ابتدا در خانه‌های یکدیگر، و نیز در دخمه‌ها و مکان‌های دیگر گرد می‌آمدند. بعدها بود که شروع به ساختن ساختمان‌های جداگانه برای کلیسا کردند.

نامه‌های پولس – و دیگر نویسندگان عهد جدید – از آن رو به ما رسیده‌اند که برای خوانده شدن در اجتماعات کلیسا رونویسی می‌شدند (آیه ۱۶؛ همچنین نگاه کنید به اول تسالونیکیان ۲۷:۵). پاپیروس ماده‌ای شکننده بود و در برابر فرسایش و استفاده مداوم دوام چندانی نداشت. از این‌رو، آنچه از نوشته‌های عهد جدید به ما رسیده، نسخه‌هایی است که از روی نسخه‌های پیشین، در طی نسل‌های بسیار، منتقل شده‌اند. زمانی که درباره گردآوری کتاب‌های عهد جدید تصمیم گرفته می‌شد، یکی از معیارهای پذیرش یک نوشته این بود که از همان ابتدا در کلیساها خوانده شده باشد.

رساله لائودیکیه از میان رفته است (آیه ۱۶). این‌که چه تعداد از دیگر نامه‌های پولس از دست رفته‌اند، در هاله‌ای از ابهام است. دست‌کم دو نامه به قرنتس از میان رفته‌اند و آنچه باقی مانده، در واقع نامه دوم و چهارم هستند (همان اول و دوم قرنتیان موجود).

در آن زمان، نوشتن کاری دشوار و زمان‌بر بود؛ از این‌رو، مکاتبه میان پولس و کلیساها چندان پررونق و گسترده نبود. برآورد شده است که نگارش رساله به رومیان ممکن است حدود صد ساعت به طول انجامیده باشد. این‌که خدمت آرخیپوس چه بوده است، که پولس در آیه ۱7 او را به انجام آن تشویق می‌کند، روشن نیست. در نامه‌ها همواره نکاتی وجود دارد که تنها نویسنده و گیرنده آن‌ها را به‌درستی درمی‌یابند.

به‌نظر می‌رسد آرخیپوس پس از اپافراس به‌عنوان رهبر کلیسای کولُسی منصوب شده باشد و از همین رو پولس او را تشویق می‌کند. همچنین نام آرخیپوس در آیه دوم رساله پولس به فیلمون نیز به‌عنوان یکی از دریافت‌کنندگان نامه آمده است.

امضای نویسنده – کولسیان ۱۸:۴

پولس برای نگارش نامه‌های خود از کاتبان استفاده می‌کرد. این‌بار نام کاتب ذکر نشده است، اما مطابق معمول، تأیید و امضای دست‌نویس پولس در پایان نامه آمده است (نگاه کنید به اول قرنتیان ۲۱:۱۶؛ غلاطیان ۱۱:۶). در پایان، سلام نهایی نامه به‌طور غیرمعمول بسیار کوتاه است.